دیده‌بان گاه‌نگاری‌های بهرنگ تاج‌دین
خوراک وبلاگ
شنبه ۲۰ مهر‌ماه ۱۳۸۱

من و او

من و او حدود سه سال پيش با هم آشنا شديم.بعد از مدتی رابطه مان به دوستی بدل شد. همسال بوديم و دغدغه های هر دويمان يک چيز بود. کنکور و دانشگاه (لعنت الله عليهما جميعا!) پيش دانشگاهی راهمان طوری بود که هر روز نيم ساعتی با هم همراه و همگام طی طريق می کرديم. هر روز اين مدته را حرف می زديم و از شير مرغ تا جان آدميزاد، از فلان فيلم گرفته تا بحث فلسفی، اجتماعی سنگين! چه سينماها که با هم نرفتيم و چه خنده ها که نکرديم. صبحهای جمعه می رفتيم و می دويديم و فارغ از نگاههای ديگران به تابلوبازی خودمان ادامه می داديم. از موقعی که من به اين خراب شده آمده ام ارتباطمان نه تنها کاهش نيافته، بلکه شايد عميقتر هم شده باشد. کافی شاپ رفته ايم، شام خورده ايم و تقريبا می توان گفت هر کاری بوده دوتايی انجام داده ايم و ..
حال چه فکر می کنيد؟
اگر منظور نظر من را يک پسر بپنداريد، می گوييد دو دوست معمولی، يا شايد دو دوست خوب، و حداکثر دو دوست خيلی با مرام و صميمي!
اگر دختر باشد چه می گوييد؟؟؟
می گوييد اين دوست د.. ببخشيد نامزد! اوست. عاشق و معشوقند. لاس بازار راه انداخته اند. از اين دختر پسرهای نديد پديد هستند. خاک بر سر ديوانه و لاشيتان بکند و...
چرا؟؟؟به راستی چرا اينقدر ممکن است به جنسيت مخاطبمان حساسيت داشته باشيم؟ چرا اين رفتارها که هر يک، مخاطبشان يک انسان است، اين قدر متفاوت تفسير می شود؟ اصلا چرا بايد به جايی برسيم که جنسيت مخاطبمان تا اين حد طرز رفتار ما را تغيير دهد؟ چرا بايد هر صحبت معمولی که با يک همجنس می کنيم، در صورت تغيير جنسيت مخاطب، نوع، شکل، طرز انتخاب کلمات، سرعت حرف زدن و حتی محتوای آن را تغيير دهيم؟
من قبول دارم که متاسفانه در ايران اکنون ما، تعداد آدمهايی که به جنسيت مخاطب خود اهميت زيادی نمی دهند، انگشت شمار است. اما ببينيد هر چند که شايد در واقعيت انگيزه ها و طرز رفتارها در اکثر موارد خلاف آن است که دوست داريم باشد، اما بايد قبول کرد که ادامه اين طرز تفکر و طرز تلقی از رفتارها، تنها به وضعيت موجود ادامه می دهد. وضعيتی که در آن مردم تنها در موارد خاص! به خارج از خط جنسيتی اطراف خود پا می گذارند. خطی که انسانها را به دو نوع مختلف تبديل کرده است. هر چند تکراری است، اما دوباره می گويم


بياييد انسان باشيم.
انسانی فکر کنيم.
انسانی رفتار کنيم.


پ.ن.: در مورد جنسيت آن که از او ياد کرده ام، نه سوال کنيد، نه قضاوت، نه اظهارنظر (واقعا شرمنده ام)

بالاترین  دلیشس  توییتر  فرندفید  فیس‌بوک