دیده‌بان گاه‌نگاری‌های بهرنگ تاج‌دین
خوراک وبلاگ
جمعه ۲۹ اسفند‌ماه ۱۳۸۲

عيد ميمون!

۱- عيده مثلا. سال نوی همگی مبارک! به قول گل‌آقا: «سال ميمون، ميمون باد!» به قول يه نفر ديگه: «به ميموني!» سر جمع اين که تبريک می‌گم به اون‌هايی که با اومدن اين عيد خوشحال شدن و تسليت می‌گم به کسانی که با اومدن اين عيد، ناراحت شدن. در مورد کسانی مثل خودم که هيچ احساس خاصی پيدا نکرده‌اند هم چيز خاصی نمی‌شه گفت (البته شخصا از فکر ديدن بعضی از اعضای فاميل، از خوشحالی در پوست خودم نمی‌گنجم! فقط نمی‌دونم چرا می‌خوام برن به جهنم!؟)

۲- عيدي!؟ عيدی‌ام کجا بود؟ (ديجيتالم البته همين اتاق بغليه!) ولی خب، چهار تا از عکس‌هايی رو که دوربينم گرفته (ما که هيچ کاره‌ايم) می‌گذارم، اگه خوشتون اومد و خواستين به منظور استفاده به عنوان Wallpaper يا هر استفاده غيراسلامی ديگه‌ای، دانلودشون کنين، کافيه روشون کليک سمت راست کنيد و «Save Target As» رو بزنيد تا به عکس اندازه کامل (۱۶۰۰*۱۲۰۰) برسيد.







عکس‌ها ممکنه به کمی دستکاری تو Contrast و Brightness يا کارهايی از اين قبيل نياز داشته باشند. اما همين جوری‌شون هم بد نيست. دندون اسب پيشکشی رو که نمی‌شمرن! ؛-)

۳- خيلی عجيبه. پارسال در همين روزها کلی احساس عيد داشتم. کلی فکر سال نو بودم و با وجود خستگی بيشتر نسبت به امسال، نه تنها از عيد بدم نمی‌اومد، که عاشقش بودم. اما امسال ... امسال خيلی از احساساتم نسبت به پارسال تومنی هفت صنار تغيير کرده. امسال اصلا احساس عيد ندارم و به نظرم مياد اين روزها فقط دو هفته تعطيليه، همين و بس! يه جورايی در تعجبم از احساس بقيه و شادی يا به هر حال هر شور و حسی که دارن. عجيـــب برام بی‌معنا شده تمام اين کارها، حرف‌ها، ديد و بازديدها، خود رو به آتش زدن‌ها و ...
البته کاملا بی‌خيال هم نيستم. اومدن چهار تا مهمون (بلا نسبت شما) ميمون هم می‌تونه يه سال ميمون رو به شدت ميمون کنه. آقا اصلا اين هم‌خونی يعنی چي!؟ آدم چرا بايد با کسانی رفت و آمد يا حتی به کسانی علاقه داشته باشه که نه تنها هيچ خوبی‌ای به آدم نکرده‌اند و نمی‌کنند و نخواهند کرد، که از ديدارشون و هم‌نشينی با اون‌ها دچار ناراحتی و عذاب هم می‌شه؟ اين آخه اسلامه؟ انصافه؟ منش مردمان نجيب و شريف (آريايی‌ها) است!؟

بالاترین  دلیشس  توییتر  فرندفید  فیس‌بوک


یادداشت‌های شما:

سال نو مبارک دوست عزیزم! دو تا Wallpaper خوشگل طراحی کردم، اگه دوست داشتی تو ایام عید بذار کاغذ دیواری! کامپیوترت :-P و اگر هم خواستی تو لینکدونی و یا بلاگت معرفی کن. ممنونم، میثم

[ meysam ] | [شنبه، ۱ فروردین‌ماه ۱۳۸۳، ۱:۵۲ بعدازظهر ]


ادم بايد شجاعت داشته باشه و اونائي را که دوست نداره
ببينه بگه نميخوام ببينم همين
هيچ چيزي نبايد ادمو مجبور کنه به معاشرت زورکي .

[ nana ] | [پنجشنبه، ۶ فروردین‌ماه ۱۳۸۳، ۶:۱۱ صبح ]