دیده‌بان گاه‌نگاری‌های بهرنگ تاج‌دین
خوراک وبلاگ
جمعه ۹ تیر‌ماه ۱۳۸۵

دشمن در امنيت، رقيب در سيبل

۱- در عرصه سياست، اصلاح‌طلبان و به ويژه اصلاح‌طلبان پيش‌رو، هدف حمله تمام جناح‌ها و گروه‌ها هستند. از انصار حزب‌الله و آبادگران گرفته تا سلطنت‌طلبان و به اصطلاح جمهوري‌خواهان خارج از كشور، بيش از هر كسي به اين گروه‌ها مي‌تازند و دشنام مي‌دهند.

۲- در عرصه انديشه نيز، دين‌مداران سنتي و بنيادگرا، بيش از آن كه با سكولارها مشكل داشته باشند، با روشن‌فكران و روشن‌فكري ديني سر ناسازگاري دارند و در صدد خاموش كردن اين گروه و تفكر هستند. حكايت انديشه سكولار نيز به همين گونه است و بيش از آن كه در پي رد نظريات فقه رسمي باشد، به كنار گذاشتن روشن‌فكري ديني اهتمام دارد.

۳- اگر از اين دو نمونه بگذريم، در رده‌هاي بسيار پايين‌تر مي‌بينيم كه نوك پيكان حمله افراد و گروه‌ها، به سوي كساني نيست كه بيشترين تفاوت و افتراق را با آن‌ها دارند. بلكه به طرزي باورنكردني، اين تمركز به سوي افراد و گروه‌هايي است كه بيشترين نزديكي را با آن‌ها دارند.

۴- چرايي اين امر بسيار ساده است. دشمن داشتن بسيار بهتر، ساده‌تر و دوست‌داشتني‌تر از داشتن رقيب است. چرا كه دشمن هيچ گاه به عنوان آلترناتيو (جايگزين) مطرح نيست؛ اما رقيب چرا؛ و اين كليد اين پارادوكس است. به ويژه وقتي پاي تندروي نيز به ميان كشيده مي‌شود، اين تنفر از رقيب بسيار پررنگ‌تر مي‌شود. چرا كه ذهنيت و تفكر ايدئولوژيك، از راست‌گراي افراطي (فاشيست) تا چپ‌گراي افراطي (آنارشيست) نياز به دشمن دارند. آن‌ها از كساني خوششان مي‌آيد كه دشنامشان را با دشنام پاسخ دهند؛ نه كساني كه به دنبال احتجاج و گفتگو باشند.

بالاترین  دلیشس  توییتر  فرندفید  فیس‌بوک