۱- ضربالمثلی هست که میگوید «طرف از سوراخ سوزن رد میشود، اما از در دروازه رد نمیشود.»
حالا حکایت ماست و فتوای مراجع تقلید که از سوراخ سوزن «تغییر جنسیت» رد میشود و به سادگی آن را قبول میکند. اما در دروازه آغاز ماه قمری و رؤیت هلال (یا به اصلاح عربیاش: استهلال) رد نمیشود و ایستاده است.
۲- قبل از هر چیز، بهتر است به این موضوع اشاره کنم که شیعه و سنی بر سر آغاز ماههای قمری با هم اختلاف دارند.
سنیها، لحظه مقارنه مداری ماه و خورشید را لحظه شروع ماه جدید میدانند و شیعیان، رؤیت ماه نو را. در نتیجه در بسیاری اوقات، ماه سنیها یک روز زودتر از شیعیان آغاز میشود. به همین خاطر، یک شیعه و یک سنی در یک شهر، ممکن است آغاز و پایان ماهشان یک روز با همدیگر فاصله داشته باشد. (این یعنی این که نمیشود گفت «چون فلان روز در عراق و افغانستان، عید فطر اعلام شده، برای ما هم عید فطر است.» چون ملاکهایمان متفاوتند)
۳- اما «مقارنه» چیست؟
اگر دقت کرده باشید، در نیمه نخست و دوم هر ماه قمری، سمت روشن با هم فرق میکند. به این شکل که در نیمه نخست ماه قمری، هلال ماه سمت شرق را نشان میدهد و در نیمه دومش سمت غرب را (شاید هم بر عکس!)
به این دلیل که در نیمه نخست ماه قمری، موقعیت ظاهری ماه در آسمان، در سمت شرق خورشید است و در نیمه دوم ماه قمری، در سمت غرب.
مقارنه، لحظهای است که ماه و خورشید، در یک راستا قرار میگیرند. البته نه حتماً به شکل خورشیدگرفتگی و ماه گرفتگی، بلکه مثلاً در شمال و جنوب همدیگر. حالا ممکن است که در این لحظه، هر دو در آسمان باشند؛ ممکن است که هیچ کدام در آسمان نباشند و چون این یک امر ظاهری است، بسته به موقعیت جغرافیایی، روز و ساعتش فرق میکند؛ اما قابل محاسبه است.
۴- اما برای رؤیت هلال ماه نو، از نظر علم نجوم و فیزیک، یک سری شرایطی «لازم» است (اما کافی نیست)
این سه شرط اصلی، یکی ارتفاع ماه در آسمان است و دوم سن آن و سوم فاصله ظاهری آن از خورشید.
یعنی مثلاً ماه باید 9 درجه بالاتر از افق باشد، چهار ساعت از طلوع آن (و مقارنهاش با خورشید) گذشته باشد و فلان قدر هم از خورشید فاصله داشته باشد تا قابل دیدن باشد. در صورت برآورده نشدن هر یک از این سه شرط، دیدن ماه «غیر ممکن» است و تبصره و استثنا هم ندارد.
دلیل اصلی بودن این شرایط هم جو زمین است که شکسته شدن نور ماه و خورشید در آن، جلوی دیدن ماه را میگیرد. قدرت چشم و تلسکوپ هم داستان را حل نمیکند.
البته، حتی برآورده شدن این سه شرط، دلیلی بر دیدن ماه نیست. فقط رصدش را در شرایط ایدهآل «ممکن» میکند. چون غبار و رطوبت هوا و ابر و ... ممکن است مانع از «دیده شدن» گردند.
۵- نکته مهم این است که این شرایط، چون همه ظاهری هستند و به موقعیتهای ظاهری بستگی دارند، کاملاً به موقعیت جغرافیایی ناظر وابستهاند. یعنی نه تنها برای مشهد و آبادان، که حتی برای تهران و اصفهان هم ممکن است شرایط فرق کند و در یکی، از نظر تئوری بشود ماه را دید و در آن یکی نه.
۶- حالا یک بندهخدایی به نام دکتر ایرج ملکپور در مرکز ژئوفیزیک، که مینشیند و برای هر سال، تقویم استخراج میکند، این شرایط را برای یک موقعیت جغرافیایی معین میسنجد. چرا که همان طور که ساعت برای همه کشور یکسان است، تقویم هم باید برای همه کشور یکسان باشد. نمیشود که در تبریز، امروز عید فطر باشد و در مشهد، فردا.
اگر مشکل، این موقعیت جغرافیایی خاص است، میشود تقویم را بر اساس شهر و مکانی دیگر استخراج کرد.
۷- البته معمولاً شرایط برای همه کشور یکسان است و اصولاً در یک روز مشخص، در هیچ نقطهای از کشور نمیشود ماه را دید. چرا که مثلاً ارتفاع آن از افق، دو درجه کمتر از آن حداقل مورد نیاز است. هر سال که یک دفعه عید فطر یا آغاز ماه رمضان، یک روز جلو میافتد، سؤالی ذهنم را مشغول میکند: «آنها که ادعا میکنند ماه را دیدهاند، چه چیز را دیدهاند؟»
۸- دوستی داشتم که تحصیلکرده نجوم بود و دو سال پیش، در روزی که به عنوان «عید فطر» و «روز اول ماه شوال» اعلام شد، روزه گرفت. میگفت: «من همه این سالها، تنها بر اساس تقویم روزه و عید گرفتهام و نه آن چه تلویزیون اعلام کرده است. دنبال رصد ماه هم نمیروم. همان طور که برای دانستن لحظه طلوع خورشید، نیازی به رصد هر روز صبح ندارم.
وقتی علم و دانش من، به من میگوید که دیشب، دیدن هلال ماه غیرممکن بوده است، چطور میتوانم به حرف دیگران اعتماد کنم؟ اگر این کار را بکنم، زیر تمام علم و آموختههایم زدهام. وقتی میگویم ممکن نبوده، اگر دهها هزار نفر هم بیایند و بگویند که دیدهاند، من باور نمیکنم. حرکت زمین و ماه و خورشید که یک دفعه تند و کند نمیشود. میشود؟»
فکر میکنم او راست میگفت.
