۱- به مبارکی و ميمونی، ساعت کار ادارات در ماه رمضان به پنج ساعت (۹ صبح تا ۲ بعدازظهر) کاهش پيدا کرده است. واقعاً اگر چرخ مملکت با پنج ساعت کار روزانه دستگاههای دولتی میچرخد، چرا اين رويه را به تمام سال گسترش ندهيم؟
۲- میشود در بقيه ماهها هم ساعت کار را بگذاريم ۷ صبح تا ۱۲ ظهر؛ که ديگر نه نيازی به در نظر گرفتن ساعتی برای نهار و نماز خواهد بود و نه بودجهای برای ساخت نمازخانه و غذاخوری و دادن نهار و آوردن امام جماعت. جماعت کارمند هم میتوانند با خيال راحت، برای تأمين مخارج زندگی، سر کار دوم بروند و زودتر هم به کانون گرم خانوادههايشان برگردند
۳- البته میشود تدبير ديگری هم در نظر گرفت. در بسياری از شرکتهای خصوصی، ساعات کاری روزانه ۹ تا ۱۰ ساعت است. میشود ساعت کاری نيمی از کارمندان دولت را دو برابر کرد و کار آن نصفه ديگر را به آنها سپرد و به جايش، حقوقشان را دو برابر کرد که چرخ زندگیشان راحتتر بگردد. آن نيمه بيکار شده را هم بفرستيم سر يک کار سودمند برای جامعه. تازه میشود نصفه خالی ادارات دولتی را هم فروخت يا اجاره داد که خودش منبع درآمدی جديدی برای دولت است. اصلاً میشود همين نيمه خالی را به کارمندان بیخانه بدهيم که آنها هم خانهدار شوند.
۴- خوشبين باشيم. دولت کريمه در اين دو سال، چنان بهرهوری را در دستگاههای دولتی بالا برده که کاری که قبلاً در ۸ يا ۹ ساعت انجام میشد، اکنون ديگر در ۵ ساعت انجام میشود. حالا برای جلوگيری از علافی، وبگردی، موشک درست کردن و سماق مکيدن کارمندان دولت (که اين آخری در ماه مبارک رمضان، قابل انجام نيست) آن سه ساعت را تخفيف دادهاند.
۵- میشود اين فرضيه را مطرح کرد که با اين کار، دولت از کارکنانش میخواهد که با توجه به کمبود وقت، دست از غيبت کردن با دهان روزه بردارند، جدول حل نکنند و به اندکی سريعتر کار کردن عادت کنند. بعد که اين عادات زشت از سرشان افتاد، با افزايش دوباره ساعات کار، بهرهوری در کشور افزايش میيابد. (آره جون عمهات!)
۶- احتمالاً بايد بدانيد که علاوه مرخصی روزانه، چيزی به نام مرخصی ساعتی هم داريم و سقف آن هم، چهار ساعت در روز است. از طرف ديگر، هر کارمندی میتواند يک ماه در سال (۲.۵ روز يا ۲۰ ساعت در ماه) مرخصی با حقوق بگيرد. با اين وضع، میشود يک ساعت در روز سر کار رفت و حقوق کاملش را گرفت و برای پنج روز در ماه هم اين کار را انجام داد که با عنايت به تعطيلی پنجشنبه و جمعه، میشود يک هفته در ماه.
از طرف ديگر معمولاً يک ربع از ابتدا و يک ربع از انتهای ساعت کار را فرجه میدهند و تأخير يا زود رفتن ۱۵ دقيقهای را غيبت در نظر نمیگيرند.
پس کارمند محترم ساعت ۹:۱۵ سر کار میرود، تا به اتاقتش برسد میشود ۹:۳۰. يک ربعی را به پر کردن ورقه مرخصی و گرفتن امضای رييس میگذراند و تا به دم در برسد و کارت بزند، ساعت ۱۰ شده و روز کاری سنگين و پرفايده او به پايان رسيده است.
۷- يعنی روزه گرفتن، آن قدر آدم را ناتوان میکند که در شبانهروز، بيش از پنج ساعت نمیتواند کار کند؟
آخر کجای دنيا به کار پنج ساعتی که يک ربع از اول و آخرش بخورد و يک ساعت وسطش هم به نماز بگذرد، میگويند کار تماموقت؟ اين از نيمه وقت هم کمتر است
حتی محبوبيت دولت هم در خطر است. چرا که وقتی همان کارمند خوشحال، برای پرداخت قبض برقش، دو ساعت در صف بانک بايستد، لعنت خواهد فرستاد به هفت جد و آباء آن کسی که چنين ابتکاری به خرج داده است.
سلام
تشریف بیارید اداره ما تا ازکار کلافه شوید
هرانک
در همین داستان
http://www.logosoftime.org/shahryar/?p=142
[ شهریار ] | [جمعه، ۳۰ شهریورماه ۱۳۸۶، ۱۱:۵۵ صبح ]ادم ایراد گیر جون به جونش کنند ایراد می گیره
[ ] | [سه شنبه، ۲۹ مردادماه ۱۳۸۷، ۹:۰۴ صبح ]اگه تو اداره شما از کار کلافه میشید پس چرا توی هر سایت مزخرفی وقت دارید یادداشت بگذارید؟
[ ] | [سه شنبه، ۲۹ مردادماه ۱۳۸۷، ۹:۰۸ صبح ]شاید بعضی از ادارات کار زیاد نباشه یا لااقل ارباب رجوع یکسره بالای سر آدم نباشه ولی باور کنید کارمندان بانک بیچاره ترین کارمندان هستند . حتی اگر بخواهند بروند دستشوئی صدای مشتریان در میاد.واقعا کار همراه با استرس هست و بعد از چندین سال اعصاب برای آدم نمیماند
[ شهریار ] | [شنبه، ۲ شهریورماه ۱۳۸۷، ۰:۰۱ صبح ]اره عالی بود
واقعا مملکت خر تو خری داریم