۱- میتوان تصور کرد که فیلثرینگ موقتی گوگل، جیمیل، بلاگفا و تعداد دیگری از سایتها، فقط یک اشتباه عادی بوده است. اما اگر اندکی بدبین (یا حتی واقعبین) باشیم، مجبور میشویم که احساس خطر کنیم. نه خطر محدود شدن گسترده آزادی کسب و انتشار اطلاعات، که خطر قطع کامل دسترسیمان به اینترنت
۲- آن چه رخ داد، بعید است که تنها یک اشتباه بوده باشد. چرا که اولاً بسیار سریع و گسترده بود. در ثانی به طور همزمان این اتفاق برای چند سایت افتاد. از همه مهمتر، قطع شدن دسترسی به جیمیل نمیتواند کاملاً اتفاقی باشد.
۳- اصولاً رباتها چیزی از جیمیل نمیبینند. چرا که با وارد کردن آدرس mail.googl.com، وارد صفحهای میشوند که از آنها نام کاربری و گذرواژه میخواهد.
حتی اگر بگوییم ربات «سامانده» آن قدر باهوش است که مثل موتورهای جستجو، از روی لینکها، یک سایت را شناسایی میکند، باز هم امکان فیلثر شدن تصادفی جیمیل نزدیک به صفر است. چرا که کسی به عنوان ممنوعی، به جیمیل لینک نمیدهد.
با این اوصاف، بعید میدانم که این تنها یک «اشتباه» و «تصادف» بوده باشد.
۴- از کجا معلوم، آن چه رخ داد، یک آزمایش نبوده باشد!؟
آزمایشی برای ارزیابی واکنش کاربران (و جامعه) به گسترش محدودیت دسترسی از سایتهای غیراخلاقی، سیاسی و اطلاعرسانی، به «همه» سایتها! از وبلاگها و سرویسدهندگان پست الکترونیک تا همه چیز!
البته فایده دیگر چنین آزمایشی، بررسی راههای کاربران برای دور زدن و عبور از فیلثر میتوانسته باشد.
۵- یک پرسش:
مگر برای رد و بدل کردن محتوای غیرقانونی، سرویس پست الکترونیک نظیر جیمیل، کارآییاش چه قدر از سایتهایی نظیر دلیشس، فلیکر و یوتیوب کمتر است که برای «به اشتراک گذاشتن» لینک، عکس و ویدیو به کار میروند و همگی مدتهاست که فیلثر شدهاند؟
مگر ما در برابر فیلثرینگ این سه سایت و سایتهای دیگری نظیر اورکات، بیبیسی و ... چه کردیم؟ در برابر محدود شدن سرعت اینترنت چه واکنشی از خود نشان دادیم؟
غیر از این است که بسیاری از اکانتهای اورکات، مدتهاست که خاک میخورند؟ غیر از این است که کلاً عطای صدا و ویدیو را به لقایش بخشیدهایم؟
۶- هر چه هست، از کنار هم گذاشتن مسائلی نظیر طرح اینترانت ملی، طرح بچگانه ساماندهی، لایحه تسری قانون مطبوعات به پایگاههای اینترنتی و این فیلثرینگ آزمایشی، میتوان به تصویر هولناکی رسید.
تصور کنید که اینترنت، محدود شود به سایتهای ساماندهی شده و دسترسی به دیگر سایتهای «نابسامان!» قطع شود. تصور کنید که قانون مطبوعات به تکتک وبلاگهایمان اعمال شود و ما که رقیقترین انتقاداتمان، از شدیدترین انتقادات رسانههای رسمی، تندتر است، به دادگاه احضار شویم یا که دست کم، بدون هیچ محکمهای و به طور فلهای، فیلثر بپذیریم!
۷- البته این بدترین سناریوی ممکن نیست. با کوچکترین تعرض، درگیری نظامی یا اغتشاشی، بعید نیست که اینترنت کلاً قطع شود و مثلاً فقط به برخی ادارات و مراکز دولتی داده شود. به هر حال متأسفانه سر خط اینترنت، قانوناً به دست دولت است و نقاط تماس بینالمللی (ICPها) یا دولتیاند یا تحت نظارت دولت.
۸- به هر حال اگر علاوه بر سایتها و وبلاگهایمان، گوگل و یاهو هم فیلثر شوند، اتفاق خاصی نمیافتد. صدای داخلیها که به جایی نمیرسد و صداهای خارجیها هم که اگر به جایی میتوانست برسد، به سنگسار و زندان میرسید.
متأسفانه یک پاپاسی هم برای گوگل و یاهو درآمد نداریم که منتظر باشیم مثل چین، با دولت مذاکره کنند.
۹- توضیح: برای پرهیز از هرگونه خیس و تر شدن اتفاقی یا اتوماتیک به وسیله حضرت معظم، عالیجناب «فیل» از واژه مجعول و بیمعنای «فیلثرینگ» در این نوشتار استفاده شد. به بزرگی خودتان ببخشایید.
دست ما کوتاه و شیرفلکه اینترنت در دست آقایان!
پینوشت: الان دقت کردم. دیدم از شش سایتی که در قسمت «مورد علاقه» گذاشتهام، پنج عدد دچار فیلثرینگ شدهاند و ششمی هم مبتلا به توقیف!
