دیده‌بان گاه‌نگاری‌های بهرنگ تاج‌دین
خوراک وبلاگ
دوشنبه ۱۰ تیر‌ماه ۱۳۸۷

سفرهای استانی دولت، توجه به معلول به جای علت

۱- دولت نهم و هوادارانش، سفرهای استانی را یکی از مهم‌ترین ابتکارات و افتخارات خود می‌داند. آنان معتقدند که دولت با این کار، از نزدیک با «عمق محرومیت‌های کشور» آشنا می‌شود و به حل مشکلات ضعیف‌ترین و محروم‌ترین اقشار جامعه می‌پردازد. اما سؤال این‌جاست که چرا دولت باید یک هفته در میان بار و بندیلش را جمع کند و شخصاً به هر شهر و روستای دور و نزدیکی برود تا با مشکلات از نزدیک آشنا شود و به حل آن‌ها بپردازد؟

۲- واقعیت این است که رییس‌جمهور کمترین اعتمادی به وزیران و مدیرانش ندارد و کمترین میزانی از اختیار را به آن‌ها نمی‌دهد. تمامی تصمیم‌گیری‌ها در این دولت، باید توسط شخص رییس‌جمهور انجام شود و وزرا یا دیگر مدیران، چیزی جز مباشران رییس‌جمهور نیستند. اگر رییس‌جمهور کمی به مدیران و زیردستانش اعتماد داشت، می‌شد از استانداران و مدیران استان‌ها خواست که اطلاعات لازم را برای دولت جمع‌آوری کرده و در اختیارش بگذارند و دیگر لازم نبود که هیأت دولت، خودش شال و کلاه کند و برود اطلاعات جمع‌آوری کند.

۳- این یک واقعیت است که مدیران تمایل به سفیدنمایی کارنامه خود و پنهان کردن مشکلات دارند. گاهی هم که فصل بودجه می‌رسد، با چانه‌زنی و بزرگ‌نمایی مسائل، سعی می‌کنند که بودجه بیشتری طلب کنند. این رفتار عمومی و شاید طبیعی مدیران است و شاید یکی از دلایلی که دولت را مجبور کرده که برای به دست آوردن اطلاعات صحیح، خود به تک‌تک نقاط کشور سفر کند و به سخنرانی انقلابی و تصویب صلواتی ۲۰۰ مصوبه استانی در ساعت بپردازد. اما مگر مدیران ارزشی دولت نهم هم (خدای ناکرده) این گونه هستند؟

۴- اما چگونه می‌شود اطلاعات صحیح را کسب کرد؟ چگونه ممکن است که دولت بتواند بدون رفتن به هر نقطه کشور، تصویر درستی از آن به دست بیاورد؟
پاسخ ساده است: رسانه‌های محلی آزاد، مستقل و بی‌طرف.
این وظیفه رسانه‌های مستقل است که اوضاع را همان گونه که هست، به تصویر در بیاورند؛ بدون آن‌که مسئولان آن‌ها را به سیاه‌نمایی متهم کنند و به شماتت آن‌ها بابت به تصویر نکشیدن دست‌آوردهای درخشان دولت بپردازند.
اگر دولت این را می‌فهمید و هزینه سفرهایش را به حمایت از رسانه‌های مستقل محلی اختصاص می‌داد و از آن‌ها می‌خواست که واقعیت‌ها و به ویژه مشکلات را به تصویر بکشند، دیگر نیازی به سفرهای منظم استانی نبود. دولت می‌توانست خیالش راحت باشد که حتی اگر مدیرانش به دلایلی تمام حقیقت را بازگو نکردند، رسانه‌هایی هستند که بدون ترس و واهمه، واقعیت را انعکاس دهند.

۵- البته مشکل، پایه‌ای‌تر از این‌هاست. تلقی دولت نهم از رسانه‌ها این است که رسانه‌ها، وسیله ارتباط دولت با مردم هستند و باید پیام دولت را به مردم برسانند. در صورتی که فلسفه رسانه، دقیقاً عکس این است. رسانه، نماینده مردم و مجرای ارتباط مردم با دولت (و حکومت) است. وظیفه رسانه این است که مشکلات را نشان بدهد و از حکومت، پاسخ بخواهد. اگر دولت همین را درک می‌کرد و به رسانه مستقل اعتقاد داشت ... البته که صحبت از رسانه مستقل و بی‌طرف در ایران، بیشتر به رؤیا می‌ماند تا واقعیت.

۶- تفکر دولت نهم، یک ایراد ساختاری اساسی دارد و آن این است که به جای این‌که به علت بپردازد، تمام توجهش به معلول معطوف است. به جای این‌که سعی در حل مشکل اقتصادی کل جامعه داشته باشد، می‌خواهد مشکلات افراد را با دادن دارو و مُسکّن‌هایی نظیر وام و کمک مالی، حل کند. به جای این‌که به مدیرانش اختیار بیشتری بدهد و به حمایت از رسانه‌ها به عنوان ناظران بی‌طرف و نمایندگان مردم بپردازد تا بر کار مدیران، نظارت کنند و حقایق را به اطلاع همگان برسانند، خودش به محل می‌رود و با این وضعیت، باید این سفرهایش را هم هر سال تکرار کند. کاش آقای رییس‌جمهور کمی عمیق‌تر می‌اندیشید.

لینک در بالاترین

بالاترین  دلیشس  توییتر  فرندفید  فیس‌بوک


یادداشت‌های شما:

سام عليك داش بهرنگ تازه با وبلاگ شما آشنا شدم هنوز آثار شمارو مطالعه نكردم ولي ازت خوشم اومده حتما بعد از مطالعه با شما تماس مي گيرم.

[ بهرنگ ] | [سه شنبه، ۱۱ تیر‌ماه ۱۳۸۷، ۱:۵۰ بعدازظهر ]


نوشته هاي خيلي خيلي قشنگ و پر معنايي داريد. باز هم منتظر ابراز نظرتون هستم.

[ بنجامين ] | [سه شنبه، ۲۵ تیر‌ماه ۱۳۸۷، ۲:۱۶ صبح ]


به نام خدا
1. مستقل بودن رسانه در فرض شما مستقل بودن از دولت است ، در حالیکه ما هیچ رسانه ای را نمی توانیم بدون گرایش فرض کنیم ، هم به لحاظ معرفت شناختی هم به لحاظ اجتماعی .
2. به فرض که مشکل تصویر نیازمندیهای استان را رسانه بتواند پوشش دهد ، دیگر نمی توان به ادعاهای آن پیرامون تواناییهای ارگانها اعتناء نمود ، مگر با دلایل بسیار روشن .
3. بحث عدم اعتماد به مدیران هم نیست ، بلکه بحث ارائه راهکاری است که مشکل ساختاری بروکراسی را حل کند ، حداقل به طور موقت .
4.فواید سفرهای استانی هم تنها منحصر به موارد مورد اشاره شما نیست تا با نفی آنها - به فرض - بتوان سفرهای استانی را نفی کرد ، سفر اوباما به کانادا به عنوان اولین سفر خارجی ، مثالی از این دست است اگر از آن مطلع باشید
در پناه حق

[ بنده خدا ] | [شنبه، ۹ خرداد‌ماه ۱۳۸۸، ۰:۱۶ صبح ]