دیده‌بان گاه‌نگاری‌های بهرنگ تاج‌دین
خوراک وبلاگ
سه شنبه ۱ اردیبهشت‌ماه ۱۳۸۸

حلقه تنگ مایلی‌کهن، دایی و قلعه‌نویی بر گردن فوتبال ما

سرمربیان تیم ملی در سال‌های حکم‌رانی دولت نهم، به جز وطنی بودن، چند ویژگی مشترک دیگر هم دارند.
امیر قلعه‌نویی، علی دایی و محمد مایلی‌کهن، با تمام تفاوت‌هایشان، هر سه از دوستان دولت نهم هستند (سخنان تبلیغاتی - هسته‌ای امیر قلعه‌نویی در برنامه ۹۰ را به خاطر دارید!؟) این سه نفر، هر یک بزرگ‌ترین دشمن (یا دست کم منتقد) دیگری به شمار می‌روند. اما بارزترین ویژگی مشترک مایلی‌کهن، دایی و قلعه‌نویی، ادبیات پرخاش‌جویانه و سرشار از مغالطه و سفسطه آن‌ها و نیز برنتابیدن هر گونه نقد به عملکرد خودشان و تیمشان است.

بیانیه اخیر مایلی‌کهن درباره قلعه‌نویی، به خوبی میزان واقعی ادب و نزاکت مایلی‌کهن را نشان می‌داد. باورش باید سخت باشد که مایلی‌کهنی که مدعی معلمی اخلاق است و حتی شنیده نشده که فحاشی کند، این گونه دیگری را «کوتوله، سیاه‌کار، فاقد مدرک تحصیلی برای گروهبان قندعلی شدن، نوچه‌باز، نوچه‌پرور و عوام‌فریب» خطاب کند و اطرافیان او را هم «گنده‌باقالی» بخواند. اما واقعیتش این است که باور این اتفاق اصلاً سخت نیست؛ چرا که «ادبیات مایلی کهن، ادبیات رسمی این روزهاست

اما تقبیح مایلی‌کهن و سرزنش رفتار او را نباید به معنای تشویق و تحسین قلعه‌نویی دانست. نگاهی به تعویض مربیان تیم ملی در چهار سال، خط بطلانی بر این توهم که «دشمن ِ دشمن ِ من، دوست ِ من است» می‌کشد. علی دایی، بزرگ‌ترین دشمن امیر قلعه‌نویی بود؛ اما آیا علی دایی مربی خوبی برای تیم ملی بود؟ مایلی‌کهن بزرگ‌ترین منتقد علی دایی در سال‌های اخیر بوده است؛ اما آیا مربی خوبی برای تیم ملی است!؟

واقعیت این است که بخشی از حرف‌های مایلی‌کهن درباره قلعه‌نویی درست هستند. قلعه‌نویی مربی باسواد و تحصیل‌کرده‌ای نیست. حسابی اهل نوچه‌پروری و باندبازی و حتی زد و بند است. (آن کنفرانس مطبوعاتی معروف قلعه‌نویی و صدا کردن «علی» و ابرو چرخاندنش را به خاطر دارید؟ می‌دانید وظیفه «علی» چیست؟ ساکت کردن خبرنگاران غیر خودی.)
من واقعاً برای استقلال متأسفم که پس از کنار رفتن سایه پروین از بالای سر پرسپولیس، حالا باید پروینیسم در استقلال ریشه بدواند و میزان ارادت و نزدیکی به «ژنرال» معیار باشد.

قلعه‌نویی از بهترین نمادهای «بد» برای فوتبال ماست؛ نماد سلطه زر و زور و تزویر؛ مصداق ارجحیت رابطه بر ضابطه؛ نشانه پشت پا زدن به علم و محدود ماندن در دایره سنت‌های قدیم
اگر مایلی‌کهن‌ها و قلعه‌نویی‌ها سال‌های سال هم موفقیت کسب کنند (که نکرده‌اند و نمی‌کنند) من باز هم به آن‌ها و روش و منش آن‌ها ایمان نخواهم آورد.

فوتبال ما با درجا زدن در دایره بسته این مربیان وطنی به هیچ جا نمی‌رسد. فراموش نکنید که ما درست بعد از جام جهانی ۹۸، میروسلاو بلاژویچ را به کشورمان آوردیم و سرمربی تیم ملی‌اش کردیم. او کسی بود که با کرواسی به مقام سوم جام جهانی رسیده بود؛ هر چند که حریف ناصر حجازی و ناصر احمدپور نشد و مثل آب خوردن از دستش دادیم تا برود با بوسنی، شگفتی‌آفرین شود.

حق فوتبال ما دایی، مایلی‌کهن و قلعه‌نویی نیست و اگر خودمان را به همین‌ها محدود کنیم، دست آخر تیم‌های باشگاهی‌مان به تیم‌های ازبک و قطری هم می‌بازند و تیم ملی‌مان هم به هیچ کجا نمی‌رسد. حداقل نیاز فوتبال ما، امثال بلاژویچ، دنیزلی، آری هان، ایویچ یا دست کم افشین قطبی و مجید جلالی است.

با دعوا و مجادله بر سر پروین و حجازی یا قلعه‌نویی و مایلی‌کهن (و حمایت از آدم‌هایی در این سطح، به دلیل «استقلالی» یا «پرسپولیسی» بودنشان) و مدح و ذم این آدم‌ها، دور نخواهد بود آن روزی که با دیدن کویت و بحرین و تایلند هم دست و پایمان بلرزد و دوباره پس از برکناری قلعه‌نویی ناکام، شهریار را سرمربی کنیم و حاجی مایلی را به جای دایی بیاوریم و دوباره ژنرال امیر و آجودان‌هایش بر تخت تیم ملی جلوس کنند.

پی‌نوشت: نامه استعفای مایلی‌کهن از سرمربی‌گری تیم ملی هم خواندنی است؛ مخصوصاً جایی که می‌گوید: «ای مردک (مایلی کهن) چگونه به خودت اجازه دادی با الفاظی مانند گنده باقالی، کوتوله و ... تقدس شعاری حماسی مانند «توپ، تانک، فشفشه» را از بین ببری!؟»

لینک مطلب در بالاترین

بالاترین  دلیشس  توییتر  فرندفید  فیس‌بوک


یادداشت‌های شما:

شعور فوتبالی چیزی که توی فوتبال ما با پیشرفت امون رشد نمیکنه , کسانی که زود به جایی میرسند بعد از مدتی فضاحت به بار میارند

[ پرهام ] | [سه شنبه، ۱ اردیبهشت‌ماه ۱۳۸۸، ۲:۰۹ بعدازظهر ]


عالی، آقا. عالی!

[ iVahid ] | [سه شنبه، ۱ اردیبهشت‌ماه ۱۳۸۸، ۴:۲۱ بعدازظهر ]


به تو هم می گفن توپ تانک فشفشه بهرنگ ما [...] عصبی می شدی

[ شاهین ] | [سه شنبه، ۱ اردیبهشت‌ماه ۱۳۸۸، ۶:۳۲ بعدازظهر ]


قلعه نوئی آدم با سوادی است
کافی است به مدرک مربی گری و کلاسهای مربیگری اش یک نگاه بندازید
اما واقعیت این است که باید با فوتبال ما با زور برخورد کرد.
کثل این که افشین قطبی را یادتان رفته چطوری کله کردن.
مطمئن باشید اگر او هم با زور برخورد می کرد الان در فوتبال ما بود.

[ مهران ] | [سه شنبه، ۱ اردیبهشت‌ماه ۱۳۸۸، ۸:۱۲ بعدازظهر ]


سلام. من چند وقته یه جایی هستم که به غایت از تمدن دور است. نمی دونم چند وقته خونه تکونی کردی، اما در عین حال تبریک میگم. ولی به نظرم قبلیه جالب تر بود و مطالب سهل الوصول تر

[ محسن ] | [سه شنبه، ۱ اردیبهشت‌ماه ۱۳۸۸، ۸:۲۴ بعدازظهر ]


باهاتون كاملا موافقم.
----------
www.SorenPhoto.com
اولین و بهترین وب سایت عکس ایرانیان

[ www.SorenPhoto.com ] | [سه شنبه، ۱ اردیبهشت‌ماه ۱۳۸۸، ۱۱:۵۲ بعدازظهر ]


salam
kheili ali neweshti,ejaze midin in matlabeton ro to site ( iransoccer ) bezaram

---------------------------------
بهرنگ: اگر منبع را ذکر کنید و به همین صفحه لینک بدهید، مانعی ندارد

[ Armin ] | [چهارشنبه، ۲ اردیبهشت‌ماه ۱۳۸۸، ۳:۴۴ بعدازظهر ]


قلعه نویی و پروین اسطوره های فوتبال ما هستند و امثال قطبی و جلالی رو نمیتونید با یه قهرمانی با سلطان و ژنرال مقایسه کرد فقط کافیه کارنامه انها رو مرور کنین بعد خودتون میفهید که امثال قطبی و جلالی تا اخر عمرشون نمیتونن این همه افتخار بیارن تازه قلعه نویی که اول راهه

[ بهزاد ] | [چهارشنبه، ۲ اردیبهشت‌ماه ۱۳۸۸، ۸:۱۹ بعدازظهر ]


یک نفر نوشته قلعه نوعی اسطوره است.
این حرف کمی عجیب است قلعه نوعی کل افتخارش در این فوتبال یک قهرمانی در لیگ پنجم همراه استقلال است.(مگر اینکه بخواهیم حذف تیم ملی در جام ملتها و باخت 4 بر 0 مقابل مکزیک را افتخار بدانیم) در دوران بازیکنی هم آش دهان سوزی نبوده تعداد بازی های ملی اش را ضرب در 3 بکنیم حاصل از تعداد گل های ملی علی دایی کمتر است.
تمام افتخار قابل توجه این شخص یک قهرمانی لیگ برتر است که تازه این عنوان را جلالی و قطبی هم دارند.
تازه قطبی به عنوان دستیار دوم گاس هیدینگ عنوان چهارمی جام جهانی را هم دارد.
از تمام اینه گذشته اگر قلعه نوعی اسطوره است پس حجازی و دایی چی هستند یعنی شما او را با اینان برابر می دانید.

[ MC ] | [چهارشنبه، ۲ اردیبهشت‌ماه ۱۳۸۸، ۹:۰۶ بعدازظهر ]


با حرفهای شما کاملا موافقم اما نباید این نکته را هم فراموش کرد این خود ما و مسئولین فدراسون هستیم که اجازه میدهیم این اتفاقات در فوتبال ما بیافتدفدراسون عملا با بی اعتنایی نسبت به این جریانات و اینکه پای خودش را کنار میکشد جو را بدست افراد می سپارد ما هم نباید سابقه ورزشی و اخلاقی هر فردی را زیر سوال ببریم

[ آشنا ] | [پنجشنبه، ۳ اردیبهشت‌ماه ۱۳۸۸، ۹:۳۹ بعدازظهر ]


kuri?ghalenoee ba esteghlal,kamtar az 2vom nashode

[ mohamad ] | [جمعه، ۴ اردیبهشت‌ماه ۱۳۸۸، ۴:۲۴ بعدازظهر ]


اصلا با حرفات موافق نیستم امیرخان پر افتخارترین مربی دهه هشتاده 2 قهرمانی در لیگ 2 نایب قهرمانی
و2 قهرمانی در جام حذفی و در ضمن هر وقت به استقلال آمده تیم بحران زده ای تحویل گرفته وبعد قهرمانش کرده این افتخارات نشان دهنده ی یه مربی با کلاس و باسواد رو میده

[ رضا ] | [دوشنبه، ۱۴ اردیبهشت‌ماه ۱۳۸۸، ۹:۲۳ بعدازظهر ]