<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<?xml-stylesheet href="http://blog.behrang.net/xml.css" type="text/css" ?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
    <title>دیده بان: گاه‌نگاری‌های بهرنگ تاج دین</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://blog.behrang.net/" />
    <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://blog.behrang.net/atom.xml" />
   <id>tag:blog.behrang.net,2008://2</id>
    <link rel="service.post" type="application/atom+xml" href="http://www.behrang.net/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2" title="دیده بان: گاه‌نگاری‌های بهرنگ تاج دین" />
    <updated>2008-07-04T16:59:01Z</updated>
    <subtitle>بر فراز تک‌درختی در واحه زندگی،روز می‌نگرم، غروب پرسه می‌زنم، شب می‌گریم‌.</subtitle>
    
<rights>Creative Commons Attribution 2.5</rights>
    
<icon>http://http://blog.behrang.net/favicon.ico</icon>
<logo>http://blog.behrang.net/logo2.gif</logo>

    <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type 3.2</generator>
 
<entry>
    <title>آن‌ها به همه‌مان شلیک می‌کنند</title>
    <link rel="alternate" type="application/xhtml+xml" href="http://blog.behrang.net/archives/2008/07/1121.shtml" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.behrang.net/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=1121" title="آن‌ها به همه‌مان شلیک می‌کنند" />
    <id>tag:blog.behrang.net,2008://2.1121</id>
    
    <published>2008-07-02T13:00:55Z</published>
    <updated>2008-07-02T17:16:25Z</updated>
    <summary>۱- آقای منتجب‌نیا در سرمقاله دیروز «اعتماد ملی» نوشته بود محمود احمدی‌نژاد گفته است «او (آیت‌الله خامنه‌ای) فکر می‌کند من رییس‌جمهور او هستم. در صورتی که من رییس‌جمهور امام زمان هستم» اگر این نقل قول، صحت داشته باشد، دیگر نمی‌توان...</summary>
    <author>
        <name>بهرنگ</name>
        <uri>http://blog.behrang.net</uri>
    </author>
            <category term="سياست" />
    
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://blog.behrang.net/"><![CDATA[<div style="font-family:tahoma, sans-serif; direction: rtl; text-align: justify" xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" >
        <p>۱- آقای منتجب‌نیا در <a href="http://www.roozna.com/Negaresh_site/FullStory/?Id=62866">سرمقاله دیروز «اعتماد ملی»</a> نوشته بود محمود احمدی‌نژاد گفته است «او (آیت‌الله خامنه‌ای) فکر می‌کند من رییس‌جمهور او هستم. در صورتی که من رییس‌جمهور امام زمان هستم»<br />
اگر این نقل قول، صحت داشته باشد، دیگر نمی‌توان آقای رییس‌جمهور و حلقه کوچک اطرافیان هم‌فکرش را «تمامیت‌خواه» (توتالیتر) نخواند.</p>

<p>۲- اصلاً مهم نیست که تمامیت‌خواهی چیست و چه معنایی دارد؛ چرا که یک مثال کاملاً واضح از آن پیش چشممان است. آن‌ها (یعنی محمود احمدی‌نژاد و حلقه کوچک نزدیکانش) دقیقاً همه پست‌ها و سمت‌ها، همه وظایف و اختیارات، همه تریبون‌ها، همه تیترها و همه فکرها را برای خودشان، در جهت اهداف خودشان و دقیقاً منطبق بر نظرات خودشان می‌خواهند.</p>

<p>۳- چرا کمتر کسی از خواندن این جملات تعجب کرد؟<br />
پاسخ واضح است: وقتی آقای رییس‌جمهور، مصطفی پورمحمدی را برکنار کرد که سال‌ها از مقامات بلندپایه وزارت اطلاعات بوده، بیشترین خدمت را به دولت نهم در راستای افکار و اهدافش کرده و مهم‌تر از همه، از نزدیکان بیت رهبری به شمار می‌رفت، می‌شد مطمئن شد که دیگر نزدیکان آیت‌الله خامنه‌ای هم در دولت نهم از امنیت شغلی برخوردار نیستند. حدسی که با عزل علی لاریجانی، قوت گرفته بود.</p>

<p>۴- باید پذیرفت که این دولت، قصد همکاری و حتی تحمل هیچ کسی را که به خود اجازه بدهد فکر و نظری ذره‌ای متفاوت با شخص رییس‌جمهور داشته باشد، ندارد. واقعاً هم فرقی نمی‌کند که نهضت آزادی باشد یا مشارکت، کارگزاران یا اعتماد ملی، یا حتی سرداران سابق سپاه نظیر محسن رضایی و باقر قالیباف. آقایان همه را به یک چشم می‌بینند: مزاحم، نامطلوب، دیگری، دشمن!</p>

<p>۵- آقای کروبی و حامیانش در حزب اعتماد ملی، در سه سال گذشته، لحظه‌ای از همکاری با محافظه‌کاران برای تخریب اصلاح‌طلبان غفلت نکرده‌اند. بالاخره آن‌ها مختارند که چگونه خود را به حاکمیت نزدیک کنند.<br />
اما شاید یادآوری این نکته لازم باشد که با تخریب خاتمی، مشارکت، مجاهدین، کارگزاران و دیگران، ممکن است اندکی عصبانیتشان فروکش کند، اما به آرزویشان نخواهند رسید. چرا که این روزها دایره غیرخودی‌ها بزرگ‌تر از آن شده که با این کارها، بتوان از آن خارج شد. امروز هر کس که احمدی‌نژادی نباشد، غیرخودی است.</p>

<p>پ.ن: ۲۴ ساله شدم.<br />
فقط می‌توانم بگویم نگرانم از آن‌که روزی <a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8704090848">قبرهایی که برای سربازان دشمن کنده‌ایم</a>، مدفن خودمان شود.</p>
        
<p><a href="http://www.behrang.net/cgi-bin/mt/cmts.pl?entry_id=1121">يادداشت‌هاي شما</a>


||
<a rel="nofollow"  title="اين مطلب را به «بالاترین» بفرستید"
href="https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=http://blog.behrang.net/archives/2008/07/1121.shtml&amp;title=آن‌ها به همه‌مان شلیک می‌کنند">
اين مطلب را به «بالاترین» بفرستيد <img alt="اين مطلب را به «بالاترین» بفرستيد" src="http://behrangta.googlepages.com/submit.png" style="border-width: 0;"/></a></p>

<hr />
<p>تولدت مبارک!</p>
[ <a href="http://faryad.wordpress.com" rel="nofollow">فرزاد</a> ] | [&#1670;&#1607;&#1575;&#1585;&#1588;&#1606;&#1576;&#1607;، ۱۲ &#1578;&#1740;&#1585;‌ماه ۱۳۸۷، ۵:۴۸ &#1576;&#1593;&#1583;&#1575;&#1586;&#1592;&#1607;&#1585; ]<br /><br />
<hr />
<p>تولدت مبارک بهرنگ جون. منکه هنوز باورم نمی شه سنت تو این مایه ها باشه، بیشتر می خوره چهل و چار ساله شده باشی و هنوز ازت می ترسم! ایشالا بزرگ می شی کمتر ترسناک می شی :)</p>
[ <a href="http://khorshidkhanoom.com" rel="nofollow">خورشید</a> ] | [&#1670;&#1607;&#1575;&#1585;&#1588;&#1606;&#1576;&#1607;، ۱۲ &#1578;&#1740;&#1585;‌ماه ۱۳۸۷، ۸:۱۱ &#1576;&#1593;&#1583;&#1575;&#1586;&#1592;&#1607;&#1585; ]<br /><br />
<hr />
<p>تولدت مبارک بهرنگ گرامی.</p>
[ یونس ] | [&#1670;&#1607;&#1575;&#1585;&#1588;&#1606;&#1576;&#1607;، ۱۲ &#1578;&#1740;&#1585;‌ماه ۱۳۸۷، ۹:۲۴ &#1576;&#1593;&#1583;&#1575;&#1586;&#1592;&#1607;&#1585; ]<br /><br />
<hr />
<p>Happy birthday Berhang <br />
Here is the funny coincidence. I saw you weblog in Balatarin and ended up reading your blog.<br />
My name is behrang and my birthday is same as yours 12 Tir 1351. bebakhshied  agar farsi naneveshtam, ien ja( Canada) keyboard farsi gier nemiyad.</p>

<p>eradatmand<br />
Behrang Khoshnood</p>
[ behrang ] | [&#1670;&#1607;&#1575;&#1585;&#1588;&#1606;&#1576;&#1607;، ۱۲ &#1578;&#1740;&#1585;‌ماه ۱۳۸۷، ۹:۵۶ &#1576;&#1593;&#1583;&#1575;&#1586;&#1592;&#1607;&#1585; ]<br /><br />
<hr />
<p>تولدت مبارک رفیق.</p>
[ <a href="http://persian.kamangir.net" rel="nofollow">کمانگیر</a> ] | [&#1662;&#1606;&#1580;&#1588;&#1606;&#1576;&#1607;، ۱۳ &#1578;&#1740;&#1585;‌ماه ۱۳۸۷، ۱:۲۹ &#1589;&#1576;&#1581; ]<br /><br />
<hr />
<p>بهرنگ جان با کمی تامل در ساختار نظام اسلامی کشور مبرهن است که اراده‌ی آیت‌الله خامنه‌ای، خوب یا بد، سرنوشت ما را رقم می‌زند. این جابجایی مهره‌ها هم همه‌اش به اراده‌ی رهبر است و احمدی‌نژاد هم اگر تشخیص داده شود، چون دیگران، رفتنی‌ست.<br />
تبریک را همه در گوگل تاک برایت نوشته‌اند! من این جا می‌نویسم: تولدت مبارک. شاد زی.</p>
[ <a href="http://saeedjafari.com" rel="nofollow">سعید جعفری</a> ] | [&#1662;&#1606;&#1580;&#1588;&#1606;&#1576;&#1607;، ۱۳ &#1578;&#1740;&#1585;‌ماه ۱۳۸۷، ۹:۰۱ &#1576;&#1593;&#1583;&#1575;&#1586;&#1592;&#1607;&#1585; ]<br /><br />

</div>]]></content>
</entry>
<entry>
    <title>هاله ابهام پیرامون «سوء قصد به جان احمدی‌نژاد»</title>
    <link rel="alternate" type="application/xhtml+xml" href="http://blog.behrang.net/archives/2008/07/1120.shtml" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.behrang.net/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=1120" title="هاله ابهام پیرامون «سوء قصد به جان احمدی‌نژاد»" />
    <id>tag:blog.behrang.net,2008://2.1120</id>
    
    <published>2008-07-01T12:46:13Z</published>
    <updated>2008-07-01T12:55:02Z</updated>
    <summary>۱- ابوالفضل ظهره‌وند، سفیر سابق ایران در ایتالیا در گفت و گو با ایرنا، جزئیات طرح سوء قصد به جان محمود احمدی‌نژاد را تشریح کرد. وی گفته است که قصد داشته‌اند با یک دستگاه اشعه ایکس، رییس‌جمهور ایران را ترور...</summary>
    <author>
        <name>بهرنگ</name>
        <uri>http://blog.behrang.net</uri>
    </author>
            <category term="سياست" />
            <category term="ترور احمدی‌نژاد در ایتالیا" />
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://blog.behrang.net/"><![CDATA[<div style="font-family:tahoma, sans-serif; direction: rtl; text-align: justify" xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" >
        <p>۱- ابوالفضل ظهره‌وند، سفیر سابق ایران در ایتالیا در گفت و گو با ایرنا، <a href="http://www2.irna.ir/fa/news/view/menu-151/8704102967163713.htm">جزئیات طرح سوء قصد به جان محمود احمدی‌نژاد</a> را تشریح کرد. وی گفته است که قصد داشته‌اند با یک دستگاه اشعه ایکس، رییس‌جمهور ایران را ترور کنند. اما مشکل این‌جاست که <a href="http://www2.irna.ir/fa/news/view/menu-151/8704102967163713.htm">همین چند جمله ظهره‌وند</a>، پر از نکات مبهم و بعضاً عجیب است.</p>

<p>۲- شاید مهم‌ترین ابهام در طرح تشریح شده، نامعلوم بودن واحد اندازه‌گیری تشعشع است. معلوم نیست واحد این اعداد ۳۰۰ و ۵۵۰ و ۸۰۰ و ۱۰۰۰ و ۱۵۰۰ چیست. آیا واحد اندازه‌گیری <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/R%C3%B6ntgen">رونتگن</a> (واحد اندازه‌گیری اشعه ایکس) است؟ یا که <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/R%C3%B6ntgen_equivalent_man">میلی رم</a> (mili REM: واحد پرتوگیری رادیو اکتیو) است؟ یا که مقصود، قدرت دستگاه بر حسب وات است؟ شاید هم منظور درجه سانتی‌گراد بوده است!<br />
این مهم‌ترین مشکلی است که به خاطر آن، نمی‌شود گفته‌های آقای ظهره‌وند را راستی‌آزمایی کرد.</p>

<p>۳- مشکل دوم این است که آقای سفیر گفته‌اند: «به فرض این‌که دستگاه خراب است، دستگاه دیگری به محل آوردیم. اما معلوم شد که مشکل از دستگاه نیست و ظاهراً اشعه از جایی کنترل می‌شد.»<br />
ببخشید؛ اما من نمی‌فهمم. به فرض که دستگاه اول دست‌کاری شده بوده و از راه دور کنترل می‌شده است، آیا در دستگاه دوم هم تجهیزات کنترل از راه دور جاسازی شده بوده است؟ یا که اشعه ایکس مذکور، منبع دیگری داشته است؟</p>

<p>۳- مسأله سوم این است که معمول نیست به جز برای عکس‌برداری و کاربردهای پزشکی، انسان را زیر اشعه ایکس قرار دهند و مثلاً اگر در جاهایی مانند فرودگاه‌ها قصد کشف سلاح را داشته باشند، از روش‌های دیگر و ساده‌تر و ایمن‌تری استفاده می‌شود؛ نه از عبور دادن انسان از دستگاه اشعه ایکس.</p>

<p>۴- اما اساسی‌ترین مشکل، مرگ‌بار نبودن اشعه ایکس است. کلاً اصلی‌ترین اثر پرتوهای الکترومغناطیسی پرقدرت (از پرتوهای فرابنفش تا اشعه گاما) بر روی بدن انسان و دیگر موجودات زنده، سرطان‌زایی (آن هم در درازمدت) است. یعنی به جز موارد معدودی مانند انفجارهای هسته‌ای که دوز پرتوها بسیار بسیار بالاست، در دیگر موارد، «پرتوگیری به مدت طولانی» ممکن است منجر به سرطان شود. شاهد آن‌که پیر و ماری کوری که سال‌های سال با مواد رادیو اکتیو نظیر اورانیوم به طور مستقیم و بدون محافظت کار کردند، در نهایت در اثر سرطان جان سپردند. فراموش نکنیم که اورانیوم و دیگر مواد رادیو اکتیو، از خود اشعه گاما ساطع می‌کنند که از اشعه ایکس بسیار پرقدرت‌تر است.</p>

<p>۵- آقای ظهره‌وند در جایی دیگر گفته‌اند: «وقتی رییس‌جمهوری وارد محل شد، ... آثار ناشی از شدت اشعه در محیط داخل ساختمان کاملاً احساس می‌شد.» اما مسأله این است که پرتودهی دستگاه‌های اشعه ایکس، در یک نقطه یا مسیر مشخص متمرکز است و در محیط پخش نمی‌شود. تازه به فرض پخش شدن، اشعه ایکس را که نامرئی، بی‌رنگ، بی‌بو و بدون اثرات آنی است، نمی‌توان احساس کرد. گواه آن‌که وقتی برای عکس‌برداری اشعه ایکس می‌روید، اگر صدای دستگاه نباشد، نمی‌توانید بفهمید که چه زمانی دستگاه دارد پرتودهی می‌کند.</p>

<p>۶- گفته می‌شد <a href="http://radiozamaaneh.com/news/2008/06/post_5408.html">ظهره‌وند، پس از آن‌که نتوانست ملاقاتی بین رییس‌جمهور ایران با مقامات ایتالیا یا پاپ ترتیب دهد، از کار برکنار شده است</a>. حالا این اظهارات عجیب و مبهم، این احتمال را به ذهن متبادر می‌کند که شاید هدف، چیز دیگری است؛ مخصوصاً وقتی ایرنا عنوان ایشان را «سفیر ایران در ایتالیا» ذکر کرده است.</p>

<p>۷- خیلی سعی کردم از نگاه طنزآمیز به این موضوع پرهیز کنم. اما ببینید چه مراعات‌النظیر بی‌نظیری بین این کلمات وجود  دارد: انرژی هسته‌ای، هاله نور، اشعه ایکس، قرص اکس</p>
        
<p><a href="http://www.behrang.net/cgi-bin/mt/cmts.pl?entry_id=1120">يادداشت‌هاي شما</a>


||
<a rel="nofollow"  title="اين مطلب را به «بالاترین» بفرستید"
href="https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=http://blog.behrang.net/archives/2008/07/1120.shtml&amp;title=هاله ابهام پیرامون «سوء قصد به جان احمدی‌نژاد»">
اين مطلب را به «بالاترین» بفرستيد <img alt="اين مطلب را به «بالاترین» بفرستيد" src="http://behrangta.googlepages.com/submit.png" style="border-width: 0;"/></a></p>

<hr />
<p>اگر کسی قصد ایراد گیری داشته باشد .به همه چیز ایراد میگیرد.مثل: بالای چشمت ابروست</p>
[  ] | [&#1662;&#1606;&#1580;&#1588;&#1606;&#1576;&#1607;، ۱۳ &#1578;&#1740;&#1585;‌ماه ۱۳۸۷، ۱:۲۶ &#1589;&#1576;&#1581; ]<br /><br />

</div>]]></content>
</entry>
<entry>
    <title>سفرهای استانی دولت، توجه به معلول به جای علت</title>
    <link rel="alternate" type="application/xhtml+xml" href="http://blog.behrang.net/archives/2008/06/1119.shtml" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.behrang.net/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=1119" title="سفرهای استانی دولت، توجه به معلول به جای علت" />
    <id>tag:blog.behrang.net,2008://2.1119</id>
    
    <published>2008-06-30T12:22:54Z</published>
    <updated>2008-06-30T11:40:05Z</updated>
    <summary>۱- دولت نهم و هوادارانش، سفرهای استانی را یکی از مهم‌ترین ابتکارات و افتخارات خود می‌داند. آنان معتقدند که دولت با این کار، از نزدیک با «عمق محرومیت‌های کشور» آشنا می‌شود و به حل مشکلات ضعیف‌ترین و محروم‌ترین اقشار جامعه...</summary>
    <author>
        <name>بهرنگ</name>
        <uri>http://blog.behrang.net</uri>
    </author>
            <category term="سياست" />
            <category term="سفرهای استانی دولت" />
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://blog.behrang.net/"><![CDATA[<div style="font-family:tahoma, sans-serif; direction: rtl; text-align: justify" xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" >
        <p>۱- دولت نهم و هوادارانش، سفرهای استانی را یکی از مهم‌ترین ابتکارات و افتخارات خود می‌داند. آنان معتقدند که دولت با این کار، از نزدیک با «عمق محرومیت‌های کشور» آشنا می‌شود و به حل مشکلات ضعیف‌ترین و محروم‌ترین اقشار جامعه می‌پردازد. اما سؤال این‌جاست که چرا دولت باید یک هفته در میان بار و بندیلش را جمع کند و شخصاً به هر شهر و روستای دور و نزدیکی برود تا با مشکلات از نزدیک آشنا شود و به حل آن‌ها بپردازد؟</p>

<p>۲- واقعیت این است که رییس‌جمهور کمترین اعتمادی به وزیران و مدیرانش ندارد و کمترین میزانی از اختیار را به آن‌ها نمی‌دهد. تمامی تصمیم‌گیری‌ها در این دولت، باید توسط شخص رییس‌جمهور انجام شود و وزرا یا دیگر مدیران، چیزی جز مباشران رییس‌جمهور نیستند. اگر رییس‌جمهور کمی به مدیران و زیردستانش اعتماد داشت، می‌شد از استانداران و مدیران استان‌ها خواست که اطلاعات لازم را برای دولت جمع‌آوری کرده و در اختیارش بگذارند و دیگر لازم نبود که هیأت دولت، خودش شال و کلاه کند و برود اطلاعات جمع‌آوری کند.</p>

<p>۳- این یک واقعیت است که مدیران تمایل به سفیدنمایی کارنامه خود و پنهان کردن مشکلات دارند. گاهی هم که فصل بودجه می‌رسد، با چانه‌زنی و بزرگ‌نمایی مسائل، سعی می‌کنند که بودجه بیشتری طلب کنند. این رفتار عمومی و شاید طبیعی مدیران است و شاید یکی از دلایلی که دولت را مجبور کرده که برای به دست آوردن اطلاعات صحیح، خود به تک‌تک نقاط کشور سفر کند و به سخنرانی انقلابی و تصویب صلواتی ۲۰۰ مصوبه استانی در ساعت بپردازد. اما مگر مدیران ارزشی دولت نهم هم (خدای ناکرده) این گونه هستند؟</p>

<p>۴- اما چگونه می‌شود اطلاعات صحیح را کسب کرد؟ چگونه ممکن است که دولت بتواند بدون رفتن به هر نقطه کشور، تصویر درستی از آن به دست بیاورد؟<br />
پاسخ ساده است: رسانه‌های محلی آزاد، مستقل و بی‌طرف.<br />
این وظیفه رسانه‌های مستقل است که اوضاع را همان گونه که هست، به تصویر در بیاورند؛ بدون آن‌که مسئولان آن‌ها را به سیاه‌نمایی متهم کنند و به شماتت آن‌ها بابت به تصویر نکشیدن دست‌آوردهای درخشان دولت بپردازند.<br />
اگر دولت این را می‌فهمید و هزینه سفرهایش را به حمایت از رسانه‌های مستقل محلی اختصاص می‌داد و از آن‌ها می‌خواست که واقعیت‌ها و به ویژه مشکلات را به تصویر بکشند، دیگر نیازی به سفرهای منظم استانی نبود. دولت می‌توانست خیالش راحت باشد که حتی اگر مدیرانش به دلایلی تمام حقیقت را بازگو نکردند، رسانه‌هایی هستند که بدون ترس و واهمه، واقعیت را انعکاس دهند.</p>

<p>۵- البته مشکل، پایه‌ای‌تر از این‌هاست. تلقی دولت نهم از رسانه‌ها این است که رسانه‌ها، وسیله ارتباط دولت با مردم هستند و باید پیام دولت را به مردم برسانند. در صورتی که فلسفه رسانه، دقیقاً عکس این است. رسانه، نماینده مردم و مجرای ارتباط مردم با دولت (و حکومت) است. وظیفه رسانه این است که مشکلات را نشان بدهد و از حکومت، پاسخ بخواهد. اگر دولت همین را درک می‌کرد و به رسانه مستقل اعتقاد داشت ... البته که صحبت از رسانه مستقل و بی‌طرف در ایران، بیشتر به رؤیا می‌ماند تا واقعیت.</p>

<p>۶- تفکر دولت نهم، یک ایراد ساختاری اساسی دارد و آن این است که به جای این‌که به علت بپردازد، تمام توجهش به معلول معطوف است. به جای این‌که سعی در حل مشکل اقتصادی کل جامعه داشته باشد، می‌خواهد مشکلات افراد را با دادن دارو و مُسکّن‌هایی نظیر وام و کمک مالی، حل کند. به جای این‌که به مدیرانش اختیار بیشتری بدهد و به حمایت از رسانه‌ها به عنوان ناظران بی‌طرف و نمایندگان مردم بپردازد تا بر کار مدیران، نظارت کنند و حقایق را به اطلاع همگان برسانند، خودش به محل می‌رود و با این وضعیت، باید این سفرهایش را هم هر سال تکرار کند. کاش آقای رییس‌جمهور کمی عمیق‌تر می‌اندیشید.</p>
        
<p><a href="http://www.behrang.net/cgi-bin/mt/cmts.pl?entry_id=1119">يادداشت‌هاي شما</a>


||
<a rel="nofollow"  title="اين مطلب را به «بالاترین» بفرستید"
href="https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=http://blog.behrang.net/archives/2008/06/1119.shtml&amp;title=سفرهای استانی دولت، توجه به معلول به جای علت">
اين مطلب را به «بالاترین» بفرستيد <img alt="اين مطلب را به «بالاترین» بفرستيد" src="http://behrangta.googlepages.com/submit.png" style="border-width: 0;"/></a></p>

<hr />
<p>سام عليك داش بهرنگ تازه با وبلاگ شما آشنا شدم هنوز آثار شمارو مطالعه نكردم ولي ازت خوشم اومده حتما بعد از مطالعه با شما تماس مي گيرم.</p>
[ بهرنگ ] | [&#1587;&#1607; &#1588;&#1606;&#1576;&#1607;، ۱۱ &#1578;&#1740;&#1585;‌ماه ۱۳۸۷، ۱:۵۰ &#1576;&#1593;&#1583;&#1575;&#1586;&#1592;&#1607;&#1585; ]<br /><br />

</div>]]></content>
</entry>
<entry>
    <title>هدف، اسپم را توجیه نمی‌کند</title>
    <link rel="alternate" type="application/xhtml+xml" href="http://blog.behrang.net/archives/2008/06/1118.shtml" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.behrang.net/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=1118" title="هدف، اسپم را توجیه نمی‌کند" />
    <id>tag:blog.behrang.net,2008://2.1118</id>
    
    <published>2008-06-28T07:22:54Z</published>
    <updated>2008-06-28T07:26:37Z</updated>
    <summary>۱- دو سه هفته پیش، داریوش محمدپور در وبلاگش ملکوت، از مزاحمت‌های ایمیلی امیرفرشاد ابراهیمی گله کرده بود که چرا هر بار که وبلاگش را به‌روز می‌کند، ایمیل می‌زند و انگار هیچ راهی هم برای خلاص شدن از این ایمیل‌ها...</summary>
    <author>
        <name>بهرنگ</name>
        <uri>http://blog.behrang.net</uri>
    </author>
            <category term="فرهنگ و اجتماع" />
            <category term="فن‌آوري اطلاعات" />
            <category term="اسپم" />
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://blog.behrang.net/"><![CDATA[<div style="font-family:tahoma, sans-serif; direction: rtl; text-align: justify" xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" >
        <p>۱- دو سه هفته پیش، داریوش محمدپور در وبلاگش ملکوت، <a href="http://blog.malakut.ir/archives/2008/06/post_504.shtml">از مزاحمت‌های ایمیلی امیرفرشاد ابراهیمی گله کرده بود</a> که چرا هر بار که وبلاگش را به‌روز می‌کند، ایمیل می‌زند و انگار هیچ راهی هم برای خلاص شدن از این ایمیل‌ها نیست.</p>

<p>۲- چند وقتی هست که گاه و بی‌گاه، ایمیل‌هایی از «کمپین یک میلیون امضا» دریافت می‌کنم که خبر از بازداشت یکی از فعالان زن، بیانیه جدید این گروه یا کلیپ تازه‌ای که ساخته‌اند، می‌دهد یا که درخواست امضای فلان تومار را می‌کند. من هیچ وقت نخواسته بودم که این خبرها را برایم ایمیل کنند و تقریباً همیشه قبل از رسیدن نامه‌ی این عزیزان، خبر را در سایت‌های مختلف دیده و خوانده‌ام.</p>

<p>۳- چند روز پیش، یکی از کسانی که این ایمیل‌های گروهی را دریافت می‌کند، نامه‌ای شدیداللحن برای همه کسانی که این نامه‌ها را دریافت می‌کنند، فرستاده بود و این ایمیل‌های گروهی را «اسپم» خوانده و نوشته بود «مگر ما روزی که امضا دادیم، تمایل خودمون رو برای دریافت ایمیل‌ها ابراز کردیم؟»</p>

<p>۴- می‌دانید فرق بین یک خبرنگار واقعی و یک پاپاراتزی چیست؟<br />
خبرنگار واقعی، قبل از شروع مصاحبه یا گرفتن عکس، از سوژه اجازه می‌گیرد و با او هماهنگ می‌کند. اگر طرف مقابل، شرایطی داشته باشد و بخواهد که از وی، در مورد خاصی سؤال نشود، به این خواسته‌ها احترام می‌گذارد و حتی به وی اجازه می‌دهد که بخشی از حرف‌هایش ضبط نشود و اصطلاحاً «Off The Record» باشد.<br />
اما پاپاراتزی، وسط خیابان یا هر جای دیگر، <a href="http://hadinili.blogfa.com/post-127.aspx">با دوربین و میکروفون روشن به سوژه حمله می‌کند</a> و مصاحبه را بدون اجازه شروع می‌کند و هر چه هم دلش بخواهد، می‌پرسد و ضبط می‌کند.<br />
کار پاپاراتزی‌ها، غیرقانونی نیست؛ اما با اخلاق رسانه‌ای منافات دارد.</p>

<p>۵- آدرس ایمیل شخصی افراد، بخشی از حریم خصوصی آن‌هاست و فرستادن مرتب خبر یا درخواست به آن، بدون در نظر گرفتن رضایت فرد یا کسب اجازه از او، هر چند معمولاً غیرقانونی نیست، اما کاملاً مخالف اصول اخلاقی است.</p>

<p>۶- به نظر من، وقتی این ایمیل‌های گروهی، مرتباً فرستاده می‌شوند و حالت خبرنامه را پیدا می‌کنند، باید جداگانه از تک‌تک دریافت‌کنندگان اجازه گرفت و فرض را هم باید بر عدم رضایت گیرندگان گذاشت؛ نه این‌که بنویسی هر کس نمی‌خواهد دریافت کند، ایمیل بزند و درخواست بدهد. البته این در صورت پای‌بندی فرستنده به اخلاق است؛ وگرنه که هیچ.</p>

<p>۷- نمونه امیرفرشاد ابراهیمی و کمپین یک میلیون امضا، تنها مشتی از خروار نامه‌های الکترونیک ناخواسته‌ای است که این روزها در آدرس ایمیل هر کسی پیدا می‌شود. فراموش نکنیم که پست الکترونیکی، یک رسانه ارتباط جمعی (Mass Media) نیست و استفاده از آن به عنوان یک رسانه یا روش اطلاع‌رسانی گروهی، سوء استفاده است. در این میان، هیچ هدف پاک و مثبت یا شرایط سخت و دشوار ارتباطی هم فرستادن ایمیل ناخواسته را توجیه نمی‌کند.</p>
        
<p><a href="http://www.behrang.net/cgi-bin/mt/cmts.pl?entry_id=1118">يادداشت‌هاي شما</a>


||
<a rel="nofollow"  title="اين مطلب را به «بالاترین» بفرستید"
href="https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=http://blog.behrang.net/archives/2008/06/1118.shtml&amp;title=هدف، اسپم را توجیه نمی‌کند">
اين مطلب را به «بالاترین» بفرستيد <img alt="اين مطلب را به «بالاترین» بفرستيد" src="http://behrangta.googlepages.com/submit.png" style="border-width: 0;"/></a></p>


</div>]]></content>
</entry>
<entry>
    <title>افسانه مرغ تخم‌طلا و طرح پرداخت نقدی یارانه‌ها</title>
    <link rel="alternate" type="application/xhtml+xml" href="http://blog.behrang.net/archives/2008/06/1117.shtml" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.behrang.net/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=1117" title="افسانه مرغ تخم‌طلا و طرح پرداخت نقدی یارانه‌ها" />
    <id>tag:blog.behrang.net,2008://2.1117</id>
    
    <published>2008-06-26T06:43:43Z</published>
    <updated>2008-06-26T06:44:21Z</updated>
    <summary>۱- بچه که بودم، نوار قصه‌ای داشتم به نام «مرغ تخم‌طلا» در بخشی از داستان، چند خروس به خواستگاری این مرغ تخم‌طلا می‌آمدند و او از هر یک می‌پرسید که چرا می‌خواهند با وی ازدواج کنند. یادم است که یکی...</summary>
    <author>
        <name>بهرنگ</name>
        <uri>http://blog.behrang.net</uri>
    </author>
            <category term="اقتصاد" />
            <category term="سهمیه‌بندی بنزین" />
    <content type="html" xml:lang="fa" xml:base="http://blog.behrang.net/"><![CDATA[<div style="font-family:tahoma, sans-serif; direction: rtl; text-align: justify" xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml" >
        <p>۱- بچه که بودم، نوار قصه‌ای داشتم به نام «مرغ تخم‌طلا»<br />
در بخشی از داستان، چند خروس به خواستگاری این مرغ تخم‌طلا می‌آمدند و او از هر یک می‌پرسید که چرا می‌خواهند با وی ازدواج کنند. یادم است که یکی از این خواستگاران می‌گفت: «تو شب و روز کار بکنی؛ خیال من راحت باشه.»</p>

<p>۲- خنده‌دار است؛ اما این داستان و حرف، شباهت عجیبی به خواست دل بسیاری از ما ایرانیان دارد. فقط اسم عروس مربوطه، دولت است؛ تخم طلایی هم همان نفتی است که می‌فروشد؛ و آرزوی ما (یا شاید حق ما) این است که آب مجانی باشد؛ برق و گاز و بنزین و نان هم مجانی باشد و سر ماه، پول نفت را بیاورند دم خانه، تحویلمان بدهند تا «خیال ما راحت باشه.»<br />
احسنت! چه ملت کاری و باعزتی!؟</p>

<p>۳- اما واقعیت این است که این تخم طلایی، اگر چه گران‌بهاست، اما از آن‌جا که تعداد نان‌خورها، از ۷۰ میلیون هم بیشتر است، اگر بخواهد به تساوی بین همه تقسیم شود، با وجود قیمت ۱۴۰ دلاری هر بشکه‌اش، سهم هر نفر در ماه صد هزار تومان هم نمی‌شود. (<a href="/archives/2008/06/1114.shtml">این مطلب را ببینید</a>.)</p>

<p>۴- درست است که فعلاً پول نفت را در خانه نمی‌آورند؛ اما خیلی چیزها عملاً مجانی هستند. فراموش نکنیم که این روزها، هر تن بنزین و گازوییل حدود ۱۲۰۰ دلار (لیتری تقریباً یک دلار) قیمت دارد؛ اما مصرف‌کننده ایرانی، برای هر لیتر بنزین، یک‌نهم این قیمت و برای هر لیتر گازوییل، کمتر از یک‌پنجاهم این قیمت را می‌پردازد. حتی قیمت هر کیلو گندم هم ۴۰۰-۳۰۰ تومان است؛ اما نانوایان برای هر کیلو آرد، تنها دو تومان می‌پردازند.</p>

<p>۵- یک سال از روزی که سهمیه‌بندی بنزین آغاز شد، می‌گذرد. اگر اندکی منصف باشیم، سهمیه‌بندی بنزین، یکی از معدود کارهای درستی بود که دولت نهم انجام داد؛ اگر چه همین کار را هم به درستی انجام نداد.</p>

<p>۶- این را باید پذیرفت که دولت‌های پیشین، نه دولت هاشمی رفسنجانی و نه دولت خاتمی، ممکن نبود که بتوانند بنزین را سهمیه‌بندی کنند؛ پا پس نکشند و سر کار هم باقی بمانند. فشارهای وحشتناک افکار عمومی (بخوانید محافل قدرت) کاری می‌کرد که مجبور می‌شدند از ادامه کار منصرف شوند؛ چنان‌چه دولت هاشمی، طرح تعدیل را در میانه‌ی کار تعطیل کرد. تنها شاید دولت میرحسین موسوی با حمایت بنیان‌گذار جمهوری اسلامی می‌توانست چنین طرحی را به اجرا بگذارد و سقوط نکند.</p>

<p>۷- سهمیه‌بندی بنزین، به خودی خود کار درستی نیست. اما وقتی کشور از معضل یارانه‌های سوخت و عادت کردن مصرف‌کنندگان به سوخت ارزان (و تقریباً مجانی) رنج می‌برد، این یکی از بهترین و سریع‌ترین شیوه‌ها برای حذف این یارانه‌ها و رفتن به سمت واقعی‌سازی قیمت است. دولت با عرضه بنزین اضافه به قیمت لیتری ۴۰۰ تومان در طول تعطیلات عید، قدم اول را برداشت و حالا با حذف سهمیه سوخت خودروهای گران‌قیمت، گام دوم را در این راه برداشته است.</p>

<p>۸- اما چرا می‌گویم این کار، به درستی انجام نشده است؟<br />
دلیلش، همان نوع استفاده‌ی تبلیغاتی دولت نهم و شخص رییس آن است که این طرح را به مثابه امکانی دیگر برای کسب رأی می‌بیند. یک روز سهمیه بنزین سفر می‌دهد و روز دیگر، دست در جیب ملوکانه (بخوانید خزانه کشور) می‌کند و بنزین، عیدی می‌دهد و سپس برای تأمین هزینه این حاتم‌بخشی‌هایش، لایحه برداشت از حساب ذخیره نذری به مجلس می‌برد.</p>

<p>۹- طرح جدید دولت برای پرداخت نقدی یارانه‌ی سوخت، اگر به اجرا در بیاید، بخشی از آن رؤیای همیشگی آوردن پول نفت در خانه را برای ایرانیان محقق می‌کند. فکر می‌کنم هر طرحی که بتواند یارانه‌های غیرمنطقی سوخت را حذف کند، شایسته تقدیر است.<br />
اما هنوز این سؤال برایم باقی است که آیا قرار است هر ایرانی، یک مستمری‌بگیر دولت باشد؟ به راستی چرا همه جای دنیا، دولت‌ها از مردم پول (مالیات) هم می‌گیرند و در کشور ما، قرار است مردم در خانه بنشینند و دولت هم ماه به ماه به آن‌ها پول (صدقه) بدهد؟</p>
        
<p><a href="http://www.behrang.net/cgi-bin/mt/cmts.pl?entry_id=1117">يادداشت‌هاي شما</a>


||
<a rel="nofollow"  title="اين مطلب را به «بالاترین» بفرستید"
href="https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=http://blog.behrang.net/archives/2008/06/1117.shtml&amp;title=افسانه مرغ تخم‌طلا و طرح پرداخت نقدی یارانه‌ها">
اين مطلب را به «بالاترین» بفرستيد <img alt="اين مطلب را به «بالاترین» بفرستيد" src="http://behrangta.googlepages.com/submit.png" style="border-width: 0;"/></a></p>

<hr />
<p>عزیزم کسی نمیخاد صدقه بگیره. شما که صدقه های! گرفته شده توسط مردم رو با خارج مقایسه میکنی بهتره در آمد و امکانات اونا رو هم مقایسه کنی.<br />
همیشه یک طرف رو نبینید.</p>
[ آرش ] | [&#1580;&#1605;&#1593;&#1607;، ۷ &#1578;&#1740;&#1585;‌ماه ۱۳۸۷، ۷:۱۷ &#1589;&#1576;&#1581; ]<br /><br />

</div>]]></content>
</entry>

</feed> 