Song:
	Somewhere I Belong
Artist:
	"Linkin Park" Band


When this began
I had nothing to say
And I'd get lost
In the nothingness inside of me
I was confused
And I let it all out to find
That I'm not the only person
With these things in mind
Inside of me
But all the vacancy
The words revealed
Is the only real thing
that I've got left to feel
Nothing to lose
Just stuck/Hollow and alone
And the fault, just my own
And the fault, just my own

[chorus]
I want to heal
I want to feel
What I thought was never real
I want to let go of the pain
I've held so long
[Erase all the pain 'til it's gone]
I want to heal
I want to feel
Like I'm close to something real
I want to find something
I've wanted all along
Somewhere I Belong
[/chorus]

And I've got nothing to say
I can't believe I didn't fall
Right down on my face
I was confused
Looking everywhere
Only to find
That it's Not the way
I had imagined it all in my mind
So what am I
What do I have but negativity
'Cause I can't justify the
Way everyone is looking at me
Nothing to lose
Nothing to gain
Hollow and alone
And the fault is my own
The fault is my own

[Chorus]

I will never know
Myself until I do this on my own
And I will never feel
Anything else
Until my wounds are healed
I will never be
Anything 'til I break away from me
And I will break away
I'll find myself today

[Chorus]

I want to heal
I want to feel like I'm
Somewhere I belong
I want to heal
I want to feel like I'm
Somewhere I belong
Somewhere I belong
ترانه:
	جايي كه بدان تعلق داشته باشم
خواننده:
	گروه «لينكين‌پارك»


وقتي اين شروع شد
من چيزي براي گفتن نداشتم
و من گم شده بودم
در نيستي درونم 
من گيج شده بودم
و من گذاشتم همه‌اش بيرون بيايد تا بيابم
كه من تنها شخصي نيستم
كه اين‌ها را در ذهن دارد
درون خودم
اما همه پوچي‌اي
كه اين واژگان آشكار مي‌كنند
همه چيزي نيستند
كه من تنها گذاشته شده‌ام تا احساس كنم
هيچ چيز براي از دست دادن (نيست)
فقط در ترديد/پوچ و تنها
و اشكال، تنها خود من است
و اشكال، تنها خود من است

[ترجيع بند]
من مي‌خواهم درمان شوم
من مي‌خواهم احساس كنم
آن چه فكر مي‌كردم، هيچ‌گاه حقيقت نبود
من مي‌خواهم كه بگذارم برود
دردي كه اين همه نگهش داشته‌ام
[تمام درد را پاك كن تا آن هنگام كه برود]
من مي‌خواهم درمان شوم
من مي‌خواهم احساس كنم
انگار كه به چيزي حقيقي نزديك شده‌ام
من مي‌خواهم بيابم
چيزي را كه هميشه مي‌خواسته‌ام
جايي كه بدان تعلّق داشته باشم
[\ترجيع بند]

و من هيچ براي گفتن ندارم
نمي‌توانم باور كنم كه سقوط نكرده‌ام
درست روي صورتم
من در ترديد بودم
به همه طرف نگاه مي‌كردم
تا بفهمم
كه آن راهي نيست
كه من در ذهنم مجسم كرده بودم
خب من چه هستم؟
جز (چيزهاي) منفي، چه چيز دارم؟
چرا كه من نمي‌توانم حق بدهم
به شيوه‌اي كه همه به من نگاه مي‌كنند
هيچ چيز براي از دست دادن (نيست)
چيزي براي به دست آوردن (هم نيست)
پوچ و تنها
و اشكال از خودم است
اشكال از خودم است

[ترجيع بند]

من هيچ گاه خودم را نخواهم شناخت
تا هنگامي كه اين (كار) را با خودم بكنم
و من هرگز احساس نخواهم كرد
چيز ديگري را
تا وقتي كه زخم‌هايم بهبود يابند
من هيچ چيز نخواهم بود
تا آن زمان كه از خودم جدا شوم
و من امروز جدا خواهم شد
من امروز خودم را پيدا خواهم كرد

[ترجيع بند]

من مي‌خواهم درمان شوم
مي‌خواهم كه احساس كنم در جايي هستم
كه به آن تعلق دارم
من مي‌خواهم درمان شوم
مي‌خواهم كه احساس كنم در جايي هستم
كه به آن تعلق دارم
جايي كه بدان تعلق دارم