سه شنبه ۵ دیماه ۱۳۸۵
بم، تهران و فاجعهای بزرگتر از هيروشيما
۱- جمعه، ۵ دی ۱۳۸۳، چهارمين نشست سالانه مديران مسئول نشريات دانشجويی دانشگاههای سراسر کشور، تهران، دانشگاه تربيت معلم
آقای حقپناه، رييس دوستداشتنی خانه نشريات دانشجويی وزارت علوم، خبر فاجعه را اعلام میکند. نمیدانم. بيش از اين يادم نمیآيد. تنها يادم است که تا هفتهای و ماهی بعد، هنوز متحير بودم از اين آسمانلرزه و طعم گس «خرمای داغ فاجعه» را نمیشد هضم کرد. فاجعهای که هنوز هم فاجعه است.
۲- سه سال از آن روز گذشته است. اما همچنان بم هر چه باشد، شهر زندگی نيست. مردم هنوز در کانکس زندگی میکنند و از هر کمکی، تنها نامش هست و پارچه تبريکش. حتی بزک نيز نتوانسته چهره کريه فاجعه را پنهان کند.
۳- تاريخ نشان میدهد که به طور ميانگين هر دو قرن، يک زمينلرزه بزرگ، تهران را میلرزاند. بين دو زمينلرزه پيشين، ۱۷۴ سال فاصله بوده و امروز، ۱۷۹ سال از زلزله قبلی گذشته است. ديگر چند سالی میشود که وقتش رسيده و اگر امشب و فردا شب و امسال رخ ندهد، تا همين چند سال ديگر اتفاق خواهد افتاد. کسی چه میداند. شايد پنج سال ديگر و شايد پنجاه سال ديگر، دير و زود دارد، اما نمیتوان از رخ دادنش جلوگيری کرد.
۴- تهران، شهری است کوهپايهای، با عرضی بالغ بر ۳۰ کيلومتر و شمال تا جنوبی در همين حدود؛ شيبی بسيار تند دارد و از سه سو، کوههايی بلند احاطهاش کردهاند. زمينی سست و مستعد کشاورزی دارد و در گسترهاش، چندين و چند گسل کوچک و بزرگ و فعال و نيمهفعال، جا خوش کردهاند.
از نظر شهری، هنوز بيشتر شهر پر است از بناهايی قديمیساز که در برابر کوچکترين لرزهای، سر تعظيم فرود میآورند. بافت شهر، فشرده است. معابرش تنگند و باريک و حتی در بافتهای نوسازتر، ساختمانها به همديگر تکيه کردهاند و با فرو ريختن يکی، ديگران هم چون مهرههای دومينو فرو میريزند.
اما مهمتر از همه اينها، درياچهای از فاضلاب است که تهران بر روی آن شناور است.
۵- بياييد لحظهای تصور کنيم که زلزلهای در تهران رخ دهد. نيمی از آن چهع در شهر ساخته شده، فرو میريزد. برخی از سستی خود و بسياری از سستی خاک
درياچهای که چاههای جذبی دفع فاضلاب ساختهاند، موجب میشود ساختمانها فرو بريزند، خيابانها و بزرگراهها، نشست کنند، لولههای آب بشکنند و باتلاق را وسيعتر کنند و نشت لولههای گاز نيز، شهر را به آتش بکشد.
همين درياچه، شهرری را غرق خواهد کرد و تنها سمت شهر نيز که با کوه محصور نشده، با باتلاقی از فاضلاب محصور خواهد شد
مردمی که هراسان، عزم فرار کردهاند، در میمانند که از کدام سو میتوان گريخت!؟ همه، نه در شلوغی آن چند جاده اندک خروجی، که در دل شهر، خيابانها و بزرگراههای کمظرفيت و مخروبهاش گير میافتند. شهر از هر گونه ذخيرهای نيز، خالی است.
۶- امداد؟ کدام امداد!؟
اکثر ايستگاههای آتشنشانی که پيش از هر بنای ديگری فرو ريختهاند. پايگاههای اورژانس نيز. معدود آمبولانسها و آتشنشانهای باقیمانده نيز، در ترافيک گير کردهاند و کسی حاضر نيست به آنها اجازه عبور بدهد.
به فرودگاهها نيز اميدی نيست. چرا که زمين ميدان آزادی نشست کرده و راه مهرآباد را بسته و برای رسيدن به فرودگاه امام نيز بايد از ميان همان باتلاق فاضلابی که جنوب تهران را غرق کرده بگذری.
۷- شايد تصور کنی که اين تصاوير، توهمات يک ذهن پريشانند. اما واقعيت اين است که با اندکی بيش و کم، اين اتفاقی است که خواهد افتاد.
تهران و مردمش، در برابر زلزله بیدفاعند. نه شهر میتواند خودش را نجات دهد و نه کسی میتواند اين شهر را زنده نگاه دارد.
اگر زمينلرزهای رخ دهد، هر که در زير آوار بماند، خواهد مرد. اما بيش از آن، بيشتر قربانيان اين فاجعه، کسانی هستند که در شهر گير افتادهاند، در آتش سوختهاند، در گودال افتادهاند، در باتلاق غرق شدهاند يا که از بيماری، گرسنگی و تشنگی، جان باختهاند.
۸- زلزله در تهران، بزرگترين فاجعه تاريخ بشريت را رقم خواهد زد. فقط بايد دعا کنيم که اين اتفاق، شب بيفتد که ۴-۳ ميليون نفری برای گذراندن شب، به خانههای خود در کرج و ورامين و اسلامشهر و ... رفته باشند.
یادداشتهای شما:
جمله آخرت خیلی با حال بود.
[ آرش ] | [پنجشنبه، ۷ دیماه ۱۳۸۵، ۹:۳۹ بعدازظهر ]یادداشتی بس درخور تعمق بود اما و صد اما اگر عمه بنده هم گوگول داشت میشد عمو جانم!!!
آقا جان این همه اگر و اما خوراک فیلمهای اسپیلبرگ است و بس.
[ sam ] | [جمعه، ۸ دیماه ۱۳۸۵، ۱۰:۲۶ صبح ]اگر منظور شما از دریاچه چاه های فاضلاب منفرد موجود در تهران است، عمق این چاه ها بیش از آن است که پدیدخ روانگرایی را شامل شود. چاه های جذب سطحی نیز هم سطح آب زیر زمینی می باشد که تنها در مناطق جنوبی تهران امکان بالا زدگی را فراهم می کند. در باره لوله های گاز هم ادعا شده سیستم کنترلو قطع جریان نصب شده. البته زلزله تهران کابوس است و در این زمینه شک نکنید و لی ترساندن مردم به هر قیمتی کار درستی نیست.
[ فرشاد ] | [جمعه، ۸ دیماه ۱۳۸۵، ۱۱:۳۷ صبح ]goor baba hosein na hsan
[ googool ] | [جمعه، ۸ دیماه ۱۳۸۵، ۷:۵۳ بعدازظهر ]فکر نمیکنی یکم داری الکی تند میری ؟
[ شهاب ] | [شنبه، ۹ دیماه ۱۳۸۵، ۵:۳۸ صبح ]دو مطلب رو بگم و برم!
1.در اینکه در صورت بروز زلزله در تهران فاجعه ای رخ میده شکی نیست.
2.اما از اونجایی که مطلب فوق فاقد بار علمی و بیشتر شبیه به قول اون دوستمون فیلمهای هالیوودی ِ تا تحلیل درست شرایط ممکن ،پس تنها کارکردش مشوش کردن ذهن خواننده عادی ِ .
دو مطلب رو بگم و برم!
1.در اینکه در صورت بروز زلزله در تهران فاجعه ای رخ میده شکی نیست.
2.اما از اونجایی که مطلب فوق فاقد بار علمی و بیشتر شبیه به قول اون دوستمون فیلمهای هالیوودی ِ تا تحلیل درست شرایط ممکن ،پس تنها کارکردش مشوش کردن ذهن خواننده عادی ِ .









