دوشنبه ۲۱ اسفندماه ۱۳۸۵
طلوعی دوباره برای آفتاب «شرق»
۱- حقا که ايران، سرزمين عجايب و شگفتىهاست. شايد کمتر کسى پيشبينى مىکرد که دادگاه، مديرمسئول روزنامه شرق را تنها ۹۰۰ هزار تومان جريمه کند و ديگر هيچ؛ و اين يعنى پايانى بر توقيف ششماهه «شرق» (اين موضوع در بالاترين)
۲- به نظر من، مسائلى چون آن کاريکاتور کذايى و توهين به رييسجمهور، تنها بهانهاى بيش نبودند. علت توقيف «شرق» حتى تبديل شدن آن به تريبون همه منتقدان دولت، از ملى-مذهبىها تا ناطق نورى هم نبود. بلکه اصلىترين دليل، انتشار «نيازمندىهاى شرق» بود. اين کار يعنى وارد شدن به حوزهاى از تأثيرگذارى و بازار که پيش از اين در انحصار روزنامههاى دولتى نظير همشهرى و ايران؛ انتشار اين ضميمه به معناى وابسته کردن حيات اقتصادى بخش بزرگترى از جامعه (نسبت به روزنامهنگاران و اعضاى تحريريه) مىشد و ...
۳- برايم سؤال است. آيا در قوانين ايران، چيزى به نام «اعاده حيثيت» يا «جبران خسارت ناشى از تصميم غلط» هم وجود دارد!؟ آيا کسى مىتواند هيأت نظارت بر مطبوعات را به جرم توقيف ششماهه بىدليل شرق، مورد بازخواست قرار دهد؟
بحث تنها ضرر اقتصادى مديران و بيکارى و سرگردانى شاغلان نيست. من مخاطب «شرق» هم ضرر ديدهام؛ و کشور هم! چرا که در اين شش ماه، منبع اصلى من براى آگاهى يافتن از اخبار و مسائل، از يک رسانه داخلى به نام «شرق» به رسانههايى از آن سوى مرزها تغيير پيدا کرده است.
۴- به انتشار دوباره «شرق» و دوام آن، اصلاً خوشبين نيستم. چرا که زمانى که دوران محکوميت «سلام» هم به سر رسيد، ديگر خبرى از «سلام» نشد.
چرا که به هر ترتيب ممکن، جلوى انتشار «روزگار» گرفته شد. حتى وقتى که به نبودن محمد قوچانى، احمد زيدآبادى، رضا خجسته رحيمى و محمدجواد روح هم رضايت داده شده بود.
خوشبين نيستم. چرا که به خوبى به ياد مىآورم که «اکبر گنجى» هم از اکثر اتهاماتش، تبرئه شد؛ اما قاضى را برکنار کردند و پرونده را دوباره به جريان انداختند و او باز هم در زندان ماند.
۵- جز اينها، حتى اگر شرقى هم منتشر شود، قبح توقيف آن شکسته شده و بعيد نيست که باز هم به بهانهاى، دوباره «در آن را تخته کنند»
جذابيت و سرمايه اصلى شرق نيز بىشک نويسندگانش بودند که اين روزها، هر يک به کنجى خزيدهاند و به کارى مشغول شدهاند و بعيد است که بخش بزرگى از آن تيم را دوباره بتوان جمع کرد. آن هم در روزنامهاى که هر آن، احتمال توقيف دوبارهاش مىرود.
به علاوه، در اين شش ماه، خطوط قرمز، بيش از پيش «پيشرفت» کردهاند و ديگر جز نامههاى خانم رجبى، چيز چندانى در اين سوى خطوط باقى نماندهاند.
۶- چه آفتاب «شرق» دوباره طلوع کند يا نه؛ چه دوباره «خواندنى چون شرق» باشد، چه نباشد؛ به هر حال «شرق» از نقاط عطف روزنامهنگارى معاصر ايران به شمار مىرود و به مانند گلآقا، سلام، همشهرى، کيان، جامعه و صبح امروز، نام «شرق» تا سالها در خاطرمان خواهد ماند









