یکشنبه ۲۵ آذرماه ۱۳۸۶
تحریم یعنی آبپز شدن
۱- گرفتن کدام تصمیم سادهتر است: حمله نظامی یا تحریم؟ قطعاً تحریم!
برای دولت آمریکا و نیز هر دو پارلمان آن (مجلس نمایندگان و سنا) تصویب و اجرای تحریم بر ضد ایران، بسیار ساده است. نه دموکراتها با تحریم مخالفند و نه مانند گروههای ضدجنگ، مخالفی در جامعه آمریکا دارد. اتفاقاً چنین گزینهای به سادگی در شورای امنیت سازمان ملل نیز قابل تصویب و تسری است.
۲- گزارش اخیر ۱۶ دستگاه اطلاعاتی آمریکا، هر چند گزینه حمله نظامی و جنگ را نفی کرد، اما با تأکید بر مؤثر بودن تحریمها علیه ایران، در واقع آمریکا (و جامعه جهانی) را به این گزینه تشویق کرد.
۳- بر خلاف حمله نظامی که سریع اثر میکند و در زمان (نسبتاً) کوتاهی نیز پایان مییابد، اعمال تحریم، فرآیندی زمانبر است و لغو تحریم، اگر ناممکناش نخوانیم؛ حداقل بازه زمانی طولانیتری را میطلبد. در واقع، لغو تحریمها کار بسیار سختی است. برای مثال، دهها هزار ایرانی در زلزله بم جان سپردند تا تنها برای ۹۰ روز، بخشی از تحریمهای آمریکا علیه ایران، به حالت تعلیق در بیاید.
۴- واقعیت این است که ما سالهاست که در تحریم زندگی میکنیم. سالهاست که «ساخت آمریکا» به معنای کوتاه ماندن دست ایران از هر محصول است. اگر بشود نرمافزارهای گوگل را با فیلترشکن و «چینی» جا زدن خود، بارگیری (دانلود) کرد، در مورد چیزهای دیگری، از قطعات هواپیما گرفته تا سینیهای برج تقطیر، دیگر واسطههای پاکستانی و اماراتی هم چاره کار نیستند.
۵- بر خلاف «برآورد اطلاعاتی آمریکا» معتقدم که تحریم به هیچ عنوان اثرگذار نیست. تأثیر اصلی تحریم بر روی اقتصاد و مردم است. این اثرات منفی، آن قدر آرام اعمال میشوند که جامعه را از وضعیت پایدار خارج نمیسازند و مردم به این کمبودها و نداشتهها عادت میکنند.
۶- به علاوه، قطع مراوده شرکتها و بانکهای خارجی، بیش از آن که روی دولت سرمست از نفت صد دلاری اثرگذار باشد، روی تجار و صنعتگران تأثیر میگذارد. چنان که تولید پژو ۲۰۶، تندر ۹۰ (رنو لوگان) و کیا ریو متوقف میشود و مجبور میشویم که به پراید و ۴۰۵ قناعت کنیم و چشم امیدمان به پروتون مالزی و چری چین باشد و دائم از خودمان بپرسیم: «مگر ما و کره جنوبی، همزمان تولید خودرو را آغاز نکردیم!؟ پس چرا آنها آنجایند و ما اندر خم یک کوچه؟»
۷- جز این، تحریمها بهانهای میشود برای بستهتر شدن فضای سیاسی و اجتماعی کشور و رفتن به سمت الگوی کره شمالی؛ با این تفاوت که کره شمالی، نفت ندارد و ما داریم. این یعنی خروج روزافزون سرمایهها و بخش خصوصی، قوت گرفتن حاکمیت رابینهودی، صدقهبگیر شدن مردم، تنگتر شدن عرصه برای نظرات و مخالفان سیاستهای دولت و در یک کلام: دادن امکان به تفکرات طیف حاکم برای سیطره کامل بر همه امور و میداندار مطلق شدن؛ که این بدون شک مورد علاقه آنان است.
۸- شاید آن قدر که در این ماهها و سالها از خطرات جنگ صحبت شده، از معایب تحریم گفته نشده است. تحریم، انزوا و حمله نظامی محدود، در عمل نتیجه معکوس میدهد. این اعمال، دولت را تضعیف میکند؛ اما بخش خصوصی، مخالفان سیاسی و فعالان اجتماعی را بارها ضعیفتر میکند و نتیجه نهاییاش، چیزی نیست جز تقویت جریان حاکم و صد البته همان حکایت معروف «آبپز شدن» قورباغهای که در اینجا مردم مظلوم کشوری هستند به نام ایران.









